شمارهٔ ۱۶۴ - گلۀ دوستانه
هوش مصنوعی: این شعر از احساسات عاطفی شاعر نسبت به دوست و شاه سخن میگوید. شاعر از بیمهری و غفلت دوستش گلهمند است و بیان میکند که او همیشه به او عشق ورزیده و از دل او را دوست داشته است. او خود را در مقامی پایینتر از آن دوست میبیند و به یادآوری وفاداریاش به او میپردازد. همچنین، شاعر به مقام و عظمت شاه نیز اشاره کرده و از تلاشهای خود برای خدمت به مملکت و حفظ حرمت دوستان و دفع دشمنان سخن میگوید. در نهایت، او امیدوار است که توجه شاه جبران علاقه و تلاشهایش باشد و از وضعیت کنونی خود نارضایتی دارد.
تَمُرتاشا ز بیمهریت زارمزچونتودوستازخودشرمسارم
هوش مصنوعی: از بیمهریات دلشکستهام و از اینکه به تو فکر میکنم خجالت میکشم.
فرامش کردهای جاناکه عمریستتو را از جان و از دل دوستارم
هوش مصنوعی: عزیزم، فراموش کردهای که سالهاست من تو را از دل و جان دوست دارم.
حضور شه ز یاران غافلت کردخصوص از من که یاری پایدارم
هوش مصنوعی: حضور پادشاه موجب غفلت یاران شد، بهویژه من که دوستی ثابت و پایدار برای او بودم.
اگر تو دوستی رحمت به دشمنوگر خود دشمنی، منت گذارم
هوش مصنوعی: اگر تو با دوستان مهربانی و به دشمنان رحم میکنی، حتی اگر خودت دشمنی داشته باشی، من این مورد را برایت مهم میشمارم.
گذشته زین تغافلها، شنیدمکه باری هشته ای برروی بارم
هوش مصنوعی: گذشته از این بیتوجهیها، شنیدم که باری بر دوشم قرار دارد.
عتاب خسروانی خاطرم راغمیندارد، توغمگینتر مدارم
هوش مصنوعی: غضب و خشم پادشاهان خاطر مرا ناراحت میکند، تو هم مرا بیشتر غمگین نکن.
منآنمرغم کهسیمرغمفکندستبه خاک افتادهٔ آن شهسوارم
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای هستم که سیمرغ او را به زمین پرتاب کرده است و اکنون به حالت افتاده و ناتوان مانند آن جنگجوی بزرگ هستم.
چو از سیمرغ سیلیخورده باشمرسد بر جمله مرغان افتخارم
هوش مصنوعی: وقتی که از سیمرغ آسیب دیدهام، این ماجرا باعث میشود که برای تمام پرندگان دیگر، افتخار من محسوب شود.
چو بلبل در مدیح شاه آفاقسخنها رفت افزون از شمارم
هوش مصنوعی: مانند بلبل که در ستایش پادشاه جهان آواز میخواند، من نیز سخنانی دارم که بیش از شمارش است.
به تمجیدش بسی نامه نوشتهبه توصیفش بسی تصنیف دارم
هوش مصنوعی: من درباره او نامههای زیادی نوشتهام و درباره ویژگیهایش تصنیفهای فراوانی دارم.
ز بیم گربگان سفرهٔ شاهولی نتوانم آوازی برآرم
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از درندگان، نمیتوانم صدایی از خود بیرون بیاورم، حتی اگر در کنار سفرهی شاه باشم.
به دفع دشمنان پرالتهابمبهوصف دوستان بیاختیارم
هوش مصنوعی: من برای دفع دشمنان پرخاشگر تلاش میکنم، در حالی که نمیتوانم از توصیف دوستانم که بهگونهای بیاختیار هستند، غافل شوم.
به تحصیل عطایا بینیازمبه تقبیل رزایا بردبارم
هوش مصنوعی: من نیاز به دریافت نعمتها و بخششها ندارم و در برابر مشکلات و ناملایمات صبور و استقامت دارم.
به ترویج محامد اوستادمبه تذلیل اعادی کهنه کارم
هوش مصنوعی: من در ترویج داستانها و صفات نیک استاد خود کوشیدهام و در عین حال دشمان قدیمیام را تحقیر کردهام.
به کار مملکت نیکو خبیرمبه گاه مشورت نیکو مشارم
هوش مصنوعی: من در کارهای کشور آگاهی و تجربه دارم و در زمان مشورت به خوبی همکاری میکنم.
زبانمپاکو چشمو دستودلپاکبود مرهون خیر، این هر چهارم
هوش مصنوعی: من زبانم پاک و چشم و دست و دلم نیز پاک است، و این پاکیها همه به خاطر خوبیها و نیکیهایی است که نصیبم شده است.
به حفظالغیب یاران عندلیبمبهقصدجان خصمان گَرزهمارم
هوش مصنوعی: من از ندا و پشتیبانی یارانم چون بلبل مراقب و آگاه هستم و برای محافظت از جانم، به دشمنانم حمله میکنم.
به روز نطق، بحری موج خیزمبه وقت جود، ابری ژانه بارم
هوش مصنوعی: در روزی که سخن میگویم، همچون دریای پرموج هستم و در زمان بخشش، چون ابری هستم که باران میبارد.
به گاه نثر، دانشور دبیرمبه گاه نظم، جولانگر سوارم
هوش مصنوعی: در موقع نوشتن نثر، میتوانم نویسندهای دانا و آگاه باشم، و در زمان شعر گفتن، توانایی و خلاقیتی مانند یک سوارکار ماهر دارم.
در انشاء مقالات عمومیگل صد برگ بر دفتر نگارم
هوش مصنوعی: در نوشتن مقالات عمومی، بهترین و زیباترین مطالب را بر روی کاغذ میآورم.
برنده تیغهای بیقبضه و جلدفتاده زبرپای روزگارم
هوش مصنوعی: من مانند تیغهای هستم که نه دستهای دارد و نه پوششی، در زیر پای روزگار افتادهام.
گرم برگیرد از خاک زمین شاهبه دست شاه تیغی آبدارم
هوش مصنوعی: اگر داغی از خاک زمین بگیرد، شاه به دست شاه دیگر شمشیری خنک و تیز خواهد داشت.
چو آهیخیده تیغ کارزاری میان در بستهٔ هرکارزارم
هوش مصنوعی: چون سلاحی آمادهام برای نبرد، در میان تمامی موانع و مشکلاتی که بر سر راهم قرار دارد.
ز شه چیزی نخواهم جزتوجهکزین یک بخش، پرگردد کنارم
هوش مصنوعی: از پادشاه چیزی جز توجهاش نخواهم، زیرا با همین توجه، زندگیام پر خواهد شد.
ز مهر شه علو گیرد خیالمز لطف شه کلان گردد قمارم
هوش مصنوعی: علاقه و محبت من به زمینۀ خاصی، باعث میشود که خیالم را ارتقا بخشد و از لطف و محبت آن شاه بزرگ، کارها و تلاشهایم به نتایج بهتری برسد.
به وصفش بوستانها بر طرازمبه نامش داستانها برشمارم
هوش مصنوعی: با وصف او، باغها به زیبایی خود میبالهند و به یاد او، داستانها را روایت میکنم.
ندیدمخیری از شاهان قاجارمگر جبران نماید شهریارم
هوش مصنوعی: من هیچ خیری از شاهان قاجار ندیدم، مگر اینکه شهریار جبران کند.