شمارهٔ ۱۸۸ - پیری
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات و تفکرات شاعر نسبت به پیری و گذر زمان میپردازد. شاعر از درد و رنج ناشی از تغییرات زمانه و جوانی که به ناگاه از او دزدیده شده، صحبت میکند. او به یاد جوانیاش که پر از نشاط و قوت بوده، افسوس میخورد و با یادآوری پیران زمانهی خود، به بیاحترامی که به سن و سال آنان میشود، اعتراض میکند. او همچنین به ناپایداری و بیوفایی روزگار، و توطئههای گوناگون بر سر راه زندگیاش اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که باید از تجربیات گذشتگان بهرهبرداری کرد و جوانان را به احترام به سنوخردمندان دعوت نماید. شعر به نوعی دعوت به تفکر دربارهی ارزشهای انسانی و توجه به سنوسال و تجربیات دیگران است.
زد پنجه وپنج پنجهام برتنزین پنجهٔ عظیم رنجه گشتم من
هوش مصنوعی: با ضربهای که به من زدی، تمام وجودم را تحت تأثیر قرار دادی و از این ضربهٔ قدرتمند رنجیدم.
یاربم نکرد زور سرپنجهبا پنجه روزگار مردافکن
هوش مصنوعی: ای خدا، چرا با قدرت و تسلطی که بر من داری، مرا در برابر سختیهای زندگی هیچگونه یاری نمیکنی؟
شد لاشهٔ عمر پیر و فرسودهوبن کرهٔ بخت همچنان توسن
هوش مصنوعی: عمر انسان به پایان رسیده و دیگر از جوانی و نشاط خبری نیست، در حالی که شانس و آینده هنوز مثل اسب آماده و پابرجاست.
خندان خندان جوانیم دزدیدخردک خردک، زمانهٔ رهزن
هوش مصنوعی: ما در جوانی با شادی و خنده زندگی میکنیم؛ اما زمانه همچون دزدی، آرام آرام از ما چیزهای ارزشمند را میرباید.
گریان گشتم ز پیری و خندیدبر گریهٔ من ستارهٔ ریمن
هوش مصنوعی: من از پیری بسیار ناراحتم و در حالی که اشک میریزم، ستارهٔ ریمن به من میخندد.
برخاست جوانی از برم گریانپیری ببرم طپید چشمکزن
هوش مصنوعی: جوانی از کنارم برخاست و در حالی که گریه میکرد، پیری را به آرامی به سمت خود میکشید و چشمانش پر از شوق و اشتیاق بود.
آن یک به هزار نعمت آمادهاین یک بههزار نکبت آبستن
هوش مصنوعی: یک نعمت بزرگ از هزار نعمت کوچک بهتر است و در مقابل، یک نکبت بزرگ میتواند از هزار نکبت کوچک به مراتب بدتر باشد.
آن رفت و نهاد بیم باد افراهاین آمد و برد امید پاداشن
هوش مصنوعی: او رفت و نگرانی از آمدن باد را به جا گذاشت، و اینک او آمده و امید به دریافت پاداش را با خود برده است.
از پای فتادم و نیاسودندیک لحظه ز تاختن، دی و بهمن
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به حالتی اشاره دارد که از شدت خستگی و فشار، به زمین افتاده است و نتوانسته است حتی یک لحظه آرامش پیدا کند. او به دو ماه دی و بهمن اشاره میکند که نمادی از سختی و مشکلاتی است که در این دوران بر او تحمیل شده است. به طور کلی، این بیانگر احساس خستگی و ناتوانی در برابر چالشها و دشواریهای زندگی است.
ایام نهفت آب و رنگم رادر نقش و نگار سایه و روشن
هوش مصنوعی: روزهای پنهان زندگیام را با رنگ و طرحی زیبا در سایه و روشن به تصویر کشیدهام.
مویم به مثال صبح روشن شدروزم به مثابه شب ادکن
هوش مصنوعی: موهایم مانند صبح روشن و درخشان است، اما روزم به اندازه شب تاریک و بیرحمانه به نظر میرسد.
هیهات، جوانیا کجا رفتیبازآکه شویم دست در گردن
هوش مصنوعی: ای جوانی، کجا رفتی؟ برگرد تا دوباره با هم باشیم و دست در گردن هم بگذاریم.
داد تو ندادم آن همایون روزکز فیض تو بود ساحتم گلشن
هوش مصنوعی: من آن روز باعظمتی را که به خاطر لطف تو گلستان را ساخته بودم، به تو ندادم.
بودم سرمست قوت بازوچو بر لب هیرمند، روبینتن
هوش مصنوعی: من شاد و سرمست از نیروی بازویم بودم، همانطور که بر لب هیرمند ایستادهام و به زیباییها میاندیشم.
نه لابهٔ رستمم در آن مستیبنمودی ره نه پند پشیوتن
هوش مصنوعی: در آن حالت مستی، نه صدای رستم را شنیدی و نه نصیحت پشوتن را پذیرفتی.
ناگاه زکید زال گردون، زدپیری تیری به چشمم از آهن
هوش مصنوعی: ناگهان از زندگی زودگذر و سختیهای آن، تیر زشتی و افسردگی به چشمانم فرود آمد.
اینک منم اوفتاده در دامیکز وی نرهد به مکر و فن ذیفن
هوش مصنوعی: اکنون من در دام افتادهام که از آن، به ترفندها و هنرهای شیطانی نجاتی نیست.
هر روز کسالتی شود پیداهر لحظه نقاهتی شود ملعن
هوش مصنوعی: هر روز احساس ناخوشی میکنم و در هر لحظه به نوعی بیماری دچار میشوم.
یکسو رده بسته شش نر و مادهچون کره خران چمون و خرگردن
هوش مصنوعی: در یک سمت، شش نر و ماده به طور مرتب کنار هم ایستادهاند، مانند گروهی از خرها که به شکل خاصی رفتار میکنند.
یوحا صفتان که لقمهای سازندبر سفره اگر نهی کُه قارن
هوش مصنوعی: افرادی که برای خود لقمهای میآفرینند و در زندگی خود تلاش میکنند، اگر تو بخواهی، میتوانی در مسیر آنها قرار بگیری و به موفقیتهایشان بپیوندی.
وز سوی دگر به غر و غر بانودر کار برنج و گندم و روغن
هوش مصنوعی: او از طرف دیگر به زنی با خواستهای بلند در مورد برنج، گندم و روغن اهمیت میدهد.
درمانده شوم به بلدهای کانجاستالکاسب او خدای را دشمن
هوش مصنوعی: اگر به جایی برسم که در آن انسانهای کاسب و تجارتپیشه دشمن خدا باشند، به ناچار درمانده و ناتوان میشوم.
ور نام پسر نهی حبیباللهتصحیف شود خبیث و اهریمن
هوش مصنوعی: اگر نام پسر محبوب خدا اشتباه نوشته شود، به معنای بد و شیطانی خواهد بود.
افتاده به جلد ملک دزدی چندهمچون شیشه به جلد جوزاکن
هوش مصنوعی: شخصی که در دام قدرت و مقام گرفتار شده، همچون شیشهای است که درون ظرفی قرار دارد و میتواند به آسانی در معرض خطر شکست قرار گیرد. این نشاندهنده آسیبپذیری و fragility در میان موانع و فریبهای زندگی است.
در عرضهٔ خرد به نرخ ارزن، سیمدر بیع دهد به نرخ سیم، ارزن
هوش مصنوعی: اگر عقل و فهم انسانی را به قیمت کم و بیارزش بسنجند، در این صورت فردی که دارای دانش و ثروت است، همانند کسی که صرفاً پول یکسانی دارد، به فراموشی سپرده میشود.
جوسنگ ترازوبش کم از خردلخروار قپانش کم ز پنجه من
هوش مصنوعی: در اینجا به این مفهوم اشاره شده است که حتی مقدار کمی از سنگ جواهر ارزشمند است و گفته میشود که اندازه و کمیت آن نسبت به اراده و قدرت فرد، مانند پنجهای که دارد، نادیده گرفته میشود. به عبارتی میتوان گفت که ارزش واقعی چیزها به اندازه و وزن آنها نیست، بلکه به توانایی انسانی و اثرگذاری آن بستگی دارد.
ناخوانده کتب ز هیچ باب الادر ییش پدر فصول مکر و فن
هوش مصنوعی: کتب را جز در برابر پدر، از هیچ موضوعی نخواندهام و فقط در مورد فصول فریب و شیوهها مطالعه کردهام.
نه از در بزم و بذله و جوششنه از در رزم و نیزه و جوشن
هوش مصنوعی: این ابیات به معنای این هستند که نه در جشن و شادی و تفریح و نه در جنگ و نبرد و سختی، انسان باید تنها از یک جنبه به زندگی نگاه کند. به عبارتی دیگر، زندگی شامل جنبههای مختلفی است که نیاز به توجه و درک هر دو سمت آن دارد.
نه جان کس از زبانشان مأموننه عرض کس از فسادشان ایمن
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از زبان آنها اطمینان داشته باشد و هیچکس در برابر فساد آنان در امان نیست.
افشانده نمک به خشک ریش مایک طایفه خشکمغزتر دامن
هوش مصنوعی: یک گروه بیفکر و بیاحساس، به ما که در حال تحمل سختیها و مشکلات هستیم، مشکلات و رنجهای بیشتری تحمیل میکنند.
نگرفته ز هیچ وقعتی عبرتننهاده به هیچ سنتی گردن
هوش مصنوعی: به هیچ نقطهای از زمان عبرت نگرفته و به هیچ قانونی هم تسلیم نشده است.
خیزند به دعوی و کنند اصراربرگفته ناصواب و نامتقن
هوش مصنوعی: آنها به بهانهای بلند میشوند و به طور قاطعانه بر نظر غلط و نادرست خود پافشاری میکنند.
از دفتر حکمت و ادب رفته استوافتاده به دست مردم برزن
هوش مصنوعی: این عبارت به این معنی است که مطالبی از دانش و ادب، از دفتری خارج شده و به دست مردم عادی در خیابانها و محلهها افتاده است. به عبارت دیگر، این نکته را بیان میکند که اصل و ریشههای فرهنگ و حکمت به طور عام و بین مردم عادی در دسترس قرار گرفته و قابل استفاده شده است.
مقیاس تمیز خائن از خادممیزان عیار عاقل ازکودن
هوش مصنوعی: خائن و خدمتگزار و همچنین عاقل و نابخرد با ویژگیهای مشخصی قابل تشخیص هستند.
طاعت نبرد ز اوستا شاگردحرمت ننهد به روستم بیژن
هوش مصنوعی: اگر کسی در علم و دانش خود به استادش احترام نگذارد و از او اطاعت نکند، نمیتواند به مقام بلندی دست یابد یا به موفقیت برسد.
روزی که جوان و نامجو بودمپیران بودند قبله میهن
هوش مصنوعی: در زمانی که جوان و آرزومند بودم، افراد سالخورده در مقابل ما قرار داشتند و راهنمای ما بودند.
و امروز که پیر گشتهام گویندپیری به زمانه نیست مستحسن
هوش مصنوعی: امروز که به سنوسال بالایی رسیدهام، میگویند در زمانهای که هستیم، هیچ چیز خوبی از پیری انتظار نمیرود.
ای پیر مرنج کاین جوانان نیزتازند دواسبه سوی این معدن
هوش مصنوعی: ای پیر، نگران نباش، چون این جوانان نیز به سوی این محل با شتاب در حرکتند.
بیپیر مباد کشور دارابیپیر مباد ملکت بهمن
هوش مصنوعی: کشور ثروتمند و مرفه بدون رهبری و پیشوای درستکار، هرگز خوب نخواهد بود. همچنین سرزمین با شخصیت و باستانی نمیتواند بدون وجود حکمت و رهبری مناسب، دوام بیاورد.
خوبست که خردسالگان زین پسندهند دگر به سالخوردی تن
هوش مصنوعی: بهتر است که جوانان دیگر به افراد سالخورده بی احترامی نکنند.