شمارهٔ ۱۹۰ - تغزل
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و魅魅های شخصی است که به آن عشق ورزیده شده است. شاعر با توصیف معشوق، از ویژگیهای ظاهری او مانند چهره زیبا، لبها، زلفها و نگاه سحرآمیزش سخن میگوید. معشوق به گونهای توصیف شده که دل و جان شاعر را به غارت میبرد و او را در حیرت فرو میبرد. شاعر به غمزهها و ابروهای معشوق اشاره دارد و از ناامیدی و دلتنگی خود میگوید. عشق و زیبایی معشوق چنان برجسته است که باعث میشود شاعر به یاد آن در دل خود مدام در حال رنج باشد. در نهایت، زیبایی معشوق به قدری خاص و درخشان است که او را با نور ماه و گلهای زیبا مقایسه میکند.
گه فریضهٔ شام آن چراغ ترکستانکنار من ز رخ خویش کرد لالستان
هوش مصنوعی: در یک شب که خورشید غروب کرده بود، آن چراغ ترکستان، که نماد روشنی و زیبایی است، با نور خود چهرهام را روشن کرد و چهرهام را به باغی از سکوت و آرامش تبدیل نمود.
پی شکار دل و جان به غمزه و ابروکهی گشاده کمین وگهی گشوده کمان
هوش مصنوعی: دل و جان را با زیبایی و ناز خود شکار میکنم، گاهی در کمین هستم و گاهی تیر و کمان را به سمت شما میکشم.
به چرخ، برجیس از ماه روی او خیرهبهباغ، نرگس در چشممست اوحیران
هوش مصنوعی: چرخ آسمان به زیبایی صورت او مینگرد و در باغ، نرگسها با چشمهای مسحور او شگفتزده هستند.
بهزیر لعل لب اندر دو رشته دندانشچنان دورشتهٔ لولو به حقه مرجان
هوش مصنوعی: زیر لبهای سرخ او دو دندان زیبا وجود دارد که مانند دو دانه مروارید در لابهلای مرجان جلوهگری میکنند.
به زلف خم شده، دامی ولیک دام بلابه قد برشده، سروی ولیک سروروان
هوش مصنوعی: زلفهای پیچیده و زیبا، همچون دامی فریبنده هستند، اما در حقیقت این دام از بلایای عشق و دردهای آن نشأت میگیرد. به قد زیبای او مانند سرو بلند، همچنان که آن سرو زیبا، سروری و خوشبختی را به همراه ندارد.
کسان بهترکستانش دهند نسبت و منبرآن سرم که کشمقبله سوی ترکستان
هوش مصنوعی: افرادی او را به ترکستان نسبت میدهند، اما من هدفم این است که به سمت ترکستان حرکت کنم.
سخنشچیستعیانودهانشچیستخبرکمرش چیستیقین ومیانشچیست گمان
هوش مصنوعی: سخنان او روشن و واضح است، و آنچه بر زبان میآورد چه خبری دارد. کمر او چه معنا و استحکام دارد و رابطهاش چه تصوری را ایجاد میکند.
اگر سخن نسراید، پدید نیست دهنوگرکمر نگشاید، پدید نیست میان
هوش مصنوعی: اگر کسی سخن نگوید، دهان او نمایان نیست و اگر کمربند خود را باز نکند، وسط او نیز دیده نمیشود.
دو چشم سحرنمایش به غمزه غارت دلدولعل روحفزایش بهخنده راحت جان
هوش مصنوعی: دو چشم جذاب او با نگاهش دل را میدزدند و لبهای خوشرنگش با خندهای دلنشین، جان را به آرامش میرسانند.
ز آب وتابش بیآب، لاله ونسرینز زلف وخطش بیتاب، سنبل وریحان
هوش مصنوعی: با نبود آب، لاله و نسرین به خاطر زیبایی و شکوفایی خود، بیتاب و سرشار از احساس هستند. همچنین، سنبل و ریحان نیز از دلباختگی و زیبایی زلف و خط آن شخص، دلتنگ و بیقرارند.
زتیره زلفش، روشن رخش چنان تابیدکه ماه در شب میلاد حجهٔ یزدان
هوش مصنوعی: موهای سیاه او، چنان درخششی بر چهرهاش انداخته که گویی ماه در شب تولد خداوند تابیده است.