شمارهٔ ۲۵ - به یکی از مدیران جراید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد و تمسخر مدیری میپردازد که نه تنها در کار خود ناموفق است، بلکه رفتار و خلق و خوی او نیز به شدت زشت و ناپسند است. او را به عنوان یک حلقه مفقوده بین حیوانات و انسانها معرفی میکند و به فساد و ناراستیهای او اشاره میکند. شاعر تأکید میکند که افکار و نظریات او بیمعنا و غلط هستند و به ما میفهماند که هر کسی که تحت تأثیر او قرار گیرد، متضرر میشود. در نهایت، شاعر با بیان بیاحترامی به او، ابراز میکند که هیچ امیدی به او و رفتارهایش نیست.
ای مدیری که ز نوک قلمتتیر در دیدهٔ اهل نظرست
هوش مصنوعی: ای مدیر، تو که با نوشتن خود، بر دل اهل فهم و نظر اثر میگذاری و آنها را تحت تأثیر قرار میدهی.
هیکل نحس تو و اخلاقتهر یکی از دگری زشتترست
هوش مصنوعی: اندام نحس تو و خلق و خوی تو، هر یک از دیگری زشتتر است.
تویی آن حلقهٔ مفقوده که اوبین بوزینه و جنس بشرست
هوش مصنوعی: تو در حقیقت آن حلقهٔ گمشدهای که ارتباط بین میمون و انسان را برقرار میکند.
هر گزافی که به عالم علمستهر دروغی که به گیتی سمرست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا به عنوان علم شناخته میشود، حقیقت ندارد و هر دروغی که در این جهان وجود دارد، نیز تأثیرگذار است.
در سیهنامهٔ تو مندرجستدر ورقپارهٔ تو منتشرست
هوش مصنوعی: در نوشتههای تاریک و غمانگیز تو، حقیقتی از وجود تو نوشته شده و بر روی کاغذ پراکنده است.
فکرهای کج و بیمعنی توهمچو احکام ستاره شمرست
هوش مصنوعی: اندیشههای نامرتب و بیهدف تو شبیه به قوانین و قواعدی است که از حساب ستارهها گرفته شده است.
هرکه را مدح کنی منفعلستهرکه را قدح کنی مفتخرست
هوش مصنوعی: هر کس را که تحسین کنی به نوعی تحت تاثیر قرار میگیرد و ممکن است احساس ضعف کند، در حالی که هر کس را که سرزنش کنی، احساس غرور بیشتری میکند و ممکن است خود را بالا بکشد.
با تو ای مظهر خر، چهتوان کردتف به گور پدر هرچه خرست!
هوش مصنوعی: با تو ای نمایندهی افکار بیارزش، چه میتوان کرد؟ بگذار به خاک سپرده شود هر چه افکار احمقانه است!