شمارهٔ ۱۰۰ - ثروت - زن - کردار
هوش مصنوعی: شخصی سه دوست داشت که هر سه با او جور بودند: اولی ثروت، دومی حوری زیبایی و سومی مجموعی از خوبیها که با دیگران داشت. وقتی زمان مرگش فرا رسید، از هر سه خواست تا در کنار او بیایند.
او با ثروت وداع کرد و از او پرسید بعد از مرگ چه خواهد کرد. ثروت جواب داد که بر مزارش شمع روشن میکند. سپس به حوری گفت که بعد از مرگش چطور خواهد بود و او پاسخ داد که بر قبرش بسیار شیون خواهد کرد. سرانجام به خوبیهایش اشاره کرد و از او پرسید که پس از مرگش چه خواهد کرد. خوبیها بیان کرد که همیشه با او خواهد بود و از او دور نمیشود.
پس از مرگ، ثروت و حوری برگشتند اما تنها خوبیهای او با او به قبر رفت. این داستان نشاندهندهی بیوفایی ثروت و زیبایی در برابر خوبیهاست.
داشت شخصی از همه عالم سه دوستهرسه با او جور و او با هر سه جور
هوش مصنوعی: شخصی در دنیا سه دوست داشت که هر سه با او رابطهی خوبی داشتند و او نیز با هر سه در ارتباطی دوستانه بود.
اولین، آن ثروتی کز روی سعیکرده حاصل در سنین و در شهور
هوش مصنوعی: اولین و مهمترین ثروتی که با تلاش و کوشش به دست آمده، در طول سالها و ماهها شکل میگیرد.
دومین، حوریوشی کاو را نبودیک سر مو در دلارایی قصور
هوش مصنوعی: دومین، دختر زیبا و خوشچهرهای است که هیچگونه نقص و عیبی در زیباییاش وجود ندارد.
سومین، مجموع خوبیها که اوکرده با مردم بهتدریج و مرور
هوش مصنوعی: سومین ویژگی، جمع همه کارهای خوب اوست که به تدریج و کمکم با مردم انجام داده است.
چون زمان احتضارش دررسیدخواجه داد آن هر سه را اذن حضور
هوش مصنوعی: وقتی زمان مرگ او فرا رسید، خواجه اجازه حضور آن سه نفر را صادر کرد.
کرد با ثروت وداعی سوزناکگفت کای سرمایهٔ عیش و سرور
هوش مصنوعی: او با ثروت خداحافظی دردناک کرد و گفت: ای منبع لذت و شادی.
از پس مرگم چه خواهی کرد؟ گفت:چون تو بگذشتی اپن دارالغرور،
هوش مصنوعی: پس از مرگ من چه کار خواهی کرد؟ او پاسخ داد: وقتی تو از این جهان رفتی، من در این منزل فخر و غرور باقی میمانم.
بر مزارت شمعها روشن کنمتا شود روحت سراسر غرق نور
هوش مصنوعی: برایت شمعهای روشنی میافروزم تا روحات در کاملاً در نور غرق شود.
گفت با محبوبه کای آرام جانبعد مرگم باش آرام و صبور
هوش مصنوعی: گفت به معشوقهام که ای آرامش جانم، بعد از مرگم با آرامش و صبر زندگی کن.
گفت بر قبرت چنان شیون کنمکزلحد جستن کنند اهل قبور
هوش مصنوعی: میگوید بر سر قبر تو آنچنان ناله و گریهای خواهم کرد که حتی مردگان از قبورشان برخواهند خاست.
گفت آخر بار با کردار خویشکای به خوبی غیرت غلمان وحور
هوش مصنوعی: او در آخرین لحظه با اعمال و رفتار خود گفت که تو به خوبی و غیرت خود بر غلمان و حورهای بهشتی میافتی.
تو پس از مرگم چهخواهی کرد؟ گفت:من نخواهم شد ز نزدیک تو دور
هوش مصنوعی: پس از مرگ من، تو چه کار خواهی کرد؟ او پاسخ داد: من هرگز از تو دور نخواهم شد.
چون که دمساز تو بودم روز و شببا تو خواهم بود تا یوم النشور
هوش مصنوعی: وقتی که همراز تو بودم، روز و شب در کنار تو هستم و تا روز قیامت نیز این همراهی ادامه خواهد داشت.
محتضر جان داد و دادند آن سه دوستنعش او را سوی قبرستان عبور
هوش مصنوعی: محتضر جان خود را از دست داد و آن سه دوست، بدن او را به سمت قبرستان حمل کردند.
آن یکی شمعی نهاد از روی کوهوان دگر اشکی فشاند از روی زور!
هوش مصنوعی: یکی شمعی را از بالای کوه روشن کرد و دیگری از شدت احساس، اشکی ریخت.
ثروت و زن هر دو برگشتند، لیکرفت خوبیهای او با او به گور!
هوش مصنوعی: ثروت و زن هر دو از او جدا شدهاند، اما خوبیها و ویژگیهای نیک او با او به خاک رفتهاند.