شمارهٔ ۱۰۷ - در وقعهٔ مهاجرت آزادیخوآهان به قم و شکستن دست بهار
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به صداقت و راستگویی خود اشاره میکند و از اشتباهاتش در زندگی میگوید. او میفهمد که گناه او در تلاش برای بزرگ شدن از طریق راستگویی، این است که به درستی رفتار نکرده است. در نهایت، او از ترک وطن و دشواریهایی که در این راه با آن مواجه است، صحبت میکند و به گواهی خود در این مسیر اشاره میکند.
فعل در راستی گواهم بسراست گفتم همین گناهم بس
هوش مصنوعی: من در کارهایم صادق هستم و به راستی صحبت کردهام، اما همین صداقت نیز برایم به گناه تبدیل شده است.
گفتم از راستی بزرگ شومدر جهان این یک اشتباهم بس
هوش مصنوعی: گفتم اگر راستگو و درستکار باشم، در دنیا به شخصیت و مقام بزرگتری میرسم، اما این فکر و باور من اشتباه بود.
ترک سرکردهام به راه وطندست در آستین گواهم بس
هوش مصنوعی: من ترک سرکردهام و در راه وطنم، دستم را به آستین دوستانم میزنم تا گواهی بر راهم باشد.