شمارهٔ ۱۲۳ - قطعه (خطاب به استاد جلال همایی)
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف هدیههایی میپردازد که شاعر به نقاط مختلف میفرستد. او از گل و میوه و علم گرفته تا ادبیات و تجملات، همه را به سرزمینهای گوناگون ارسال میکند. شاعر با اشاره به زیباییها و نعمتها، به ارزشهای فرهنگی و هنری اشاره دارد و تنوع و غنای هر منطقه را ستایش میکند. در نهایت، او بر این نکته تأکید دارد که همه اینها به نوعی به خودبینی و زیباپسندی انسان مربوط میشود.
به گلگشت جنان گل میفرستمبه رضوان شاخ سنبل میفرستم
هوش مصنوعی: به باغهای بهشت گلهایی میفرستم و به فردوس شاخههای سنبل را میفرستم.
به هندستان فضل و خلر علممی و موز قرنفل میفرستم
هوش مصنوعی: من علم و برکت را به سرزمین هند میفرستم همراه با می و موز و هل.
ستاک نرگس وشاخ بنفشهبه ساری و به آمل میفرستم
هوش مصنوعی: من شاخههایی از گل نرگس و بنفشه را به شهرهای ساری و آمل میفرستم.
حدیث خوش به قمری میسرایمسرود خوش به بلبل میفرستم
هوش مصنوعی: من گفتار خوشی را به پرندهای چون قمری میگویم و آهنگ زیبایی را به بلبل میفرستم.
به امریکی تمول میفروشمبه پاریسی تجمل میفرستم
هوش مصنوعی: من ثروت و امکاناتم را به آمریکاییها میفروشم و چیزهای پرزرق و برق را به پاریسیها میفرستم.
به قابوس و به صابی از رعونتخط و شعر و ترسل میفرستم
هوش مصنوعی: من پیامی به قابوس و صابی میفرستم که از برتری و فخر کردن به خط، شعر و ادب خودم دوری کنم.
ز خودبینی و رعنایی و شوخی استکه جزوی را سوی کل میفرستم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که از احساس خود بزرگبینی و زیبایی و همچنین شوخی، توجه و انرژیام را به یک بخش از کل میفرستم. این نشاندهندهی آن است که فرد به رغم توجه به خود و شوخی، هنوز به کل و همهچیز اهمیت میدهد.
به جلفای صفاهان از سر جهلشراب صافی و مل میفرستم
هوش مصنوعی: من از روی نادانی، شراب خالص و خوب را به جلفای اصفهان میفرستم.
به تبت مشک اذفر میگشایمبه ماچین تار کاکل میفرستم
هوش مصنوعی: من از سرزمین تبت عطری خوشبو برایت میفرستم و به طرف تو، تار مویت را از دور میبوسم.