شمارهٔ ۱۳۰ - آش کشک
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف چند کار بسیار سخت و غیرممکن میپردازد که به نظر او بیشتر از این پنج مورد دشوار نیست. این پنج کار شامل: ایجاد یک جاده مستقیم از تهران تا دریای خزر، ساخت پل از کوه شمران تا کوه حضرت عبدالعظیم، صید دریا از خزر در شب، شکستن قله هیمالیا با چاقو و روشن کردن آتش در عمق دریاست. او نتیجهگیری میکند که سختترین کار، گرفتن آش کشکی از یک فرد (آقای قویم) است که چنین کاری در واقع غیرممکن به نظر میرسد. شاعر به وضوح نشان میدهد که برخی کارها تنها در خیال ممکناند و در واقعیت غیرقابل تحققاند.
چندکار سخت و مشکل را برایت بشمرمبشمر ار مشکلتر از این پنج داری، ای حکیم
هوش مصنوعی: اجازه بده تا برایت از کارهای سخت و دشوار بگویم، اما اگر از این پنج مورد که ذکر میکنم، دشوارتر داری، ای حکیم!
اولا از شهر تهران تا لب بحر خزرکندن از توچال شمران شاهراهی مستقیم
هوش مصنوعی: از شهر تهران تا سواحل دریای خزر، یک جاده مستقیم از مرتفعترین نقطه توچال در شمران وجود دارد.
ثانیا ازکوه شمران بیوجود تکیهگاهپل کشیدن تا به کوه حضرت عبدالعظیم
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ساخت پل و تکیهگاههای آن اشاره دارد. در آن به جغرافیای منطقهای اشاره میشود که از کوه شمران شروع میشود و تا کوه حضرت عبدالعظیم ادامه پیدا میکند، و نشاندهندهی تلاش برای برقراری ارتباط و تسهیل عبور و مرور در این منطقه است.
ثالثا بیزحمت غواص از بحر خزرصید با کج بیل کردن نیمهشب، دُرّ یتیم
هوش مصنوعی: شخصی بدون زحمت و سختی، با استفاده از یک ابزار غیرمعمول در نیمهشب، مروارید نادری از دریا برداشت.
رابعاً از روی چالاکی به یکدم ساختنقلهٔ هیمالیا را با دم چاقو دو نیم
هوش مصنوعی: عملی که به سرعت و با دقت انجام میشود، به مانند بریدن قلهٔ هیمالیا با یک چاقوی تیز، نیاز به مهارت و کارآمدی دارد.
خامسا در قعر دریا آتشی افروختنوز شرارش آسمان را با زمین کردن لحیم
هوش مصنوعی: پنجمین اقدام این است که در عمق دریا آتش روشن کنند و با حرارت آن، آسمان و زمین را ذوب کنند.
صعبتر زین پنج دانی چیست؟ از روی طمعآش کشکی سور بگرفتن از آقای قویم
هوش مصنوعی: سختتر از این پنج موضوع چیست؟ اینکه از روی طمع، لقمهای ناپاک و بیارزش از دست کسی بگیری که به قدرت و مقام بالایی دست یافته است.
هست ممکن فرض هر معدوم، لیک این فرض سوردر جهان باشد عدیم اندر عدیم اندر عدیم!
هوش مصنوعی: چیزی که وجود ندارد ممکن است در نظر گرفته شود، اما این تصور همانند حبابی در دنیا است که همیشه خالی و بیمحتوا باقی میماند.