شمارهٔ ۷۰ - شاه حریص ترجمهٔ یکی از قطعات فرانسه
هوش مصنوعی: این متن دربارهی گفتگوهایی بین پیروس، شاهی جنگی، و مشاورش است. پیروس تصمیم میگیرد به روم برود، چون از دیرباز منتظر او هستند. مشاور خردمند او به او پیشنهاد میدهد که به جدیت و با تدبیر عمل کند. آنها دربارهی فتح سرزمینهای دیگر صحبت میکنند و از نقش مهمی که پیروزیها در آینده بازی میکنند، سخن میگویند. در ادامه، اشارهای به شکست پیروس و نتیجهی منفی جاهطلبیهایش میشود. در نهایت، متن به این نکته میپردازد که حقیقت و نصیحتهای حکیمانه معمولاً نادیده گرفته میشود و نتیجهاش افسوس و پشیمانی است. این داستان درسهایی دربارهی ناشنیدنی بودن حکمت و عواقب اعمال عدم توجه به نصیحتها را به ارمغان میآورد.
پی چیست این ساز و برگ نبرد؟هم این کشتی وییل جنگی و مرد
هوش مصنوعی: این چه چیزهایی است که برای جنگ آماده شدهاند؟ همین کشتی و این مبارزان جنگی.
به«پیروس» گفت این، یکی هوشیارکه همراز او بود و آموزگار
هوش مصنوعی: یکی از افراد باهوش و آگاه که همدل و همفکر «پیروس» بود، به او این حرف را گفت.
سوی روم خواهم شدن، گفت شاهبدانجا که جویندم از دیرگاه
هوش مصنوعی: من قصد دارم به سمت روم بروم، زیرا سالهاست که در جستجوی چیزی هستم که آنجا پیدا میکنم.
چرا گفت، گفت از پی گیر و دارستودش خردمند آموزگار
هوش مصنوعی: چرا به او گفت، به خاطر پیگیری و دقتش، استاد دانا و خردمند او را ستایش کرد.
که این رای رائی است با دستگاهسکندر سزد کرد این یا که شاه
هوش مصنوعی: این نظر دربارهی این است که آیا این نظر شایستهی دستگاه و نظام سکندر است یا اینکه باید به یک شاه و پادشاه مربوط باشد.
چه خواهیم کردن چو شد روم راستبگفتا همه خاک لاتن ز ما است
هوش مصنوعی: چه کار میتوانیم بکنیم وقتی که به حقیقت پی میبریم؟ او گفت که همه چیز از ما شروع میشود و همه فرسودگی و خاکی که داریم، از خود ماست.
خردمند گفت اندرین نیست شککه آن جمله ما را بود یکبهٔک
هوش مصنوعی: فرزانه گفت که در این مورد شکی نیست که همه ما به نوعی یک جزء هستیم.
دگر کار کوته شود؟ گفت نه!به سیسیل از آن پس درآرم بنه
هوش مصنوعی: آیا کار به پایان میرسد؟ پاسخ منفی است! از این به بعد بار و بنهام را به سیسیل خواهم برد.
همین کشتی و لشکر بیشماردرآید «سراکوش» را برکنار
هوش مصنوعی: همین کشتی و سپاه بسیار به زودی «سراکوش» را از جایش بیرون خواهد کرد.
دگرکارگفتا تمام است؟ گفتنه زآنروکه با آب و بادیم جفت
هوش مصنوعی: دیگر گفت: آیا همه چیز تمام شد؟ پاسخ داد: نه، زیرا ما با آب و باد پیوند داریم.
همانگه بسنده است بادی بگاهکه تا خاک « کارتاژ» باز است راه
هوش مصنوعی: هر زمانی که بادی از سمت درست بوزد، کافی است، زیرا تا زمانی که خاک «کارتاژ» باز باشد، راهی وجود دارد.
کنون، گفت بر بندگان شه، درستکه ما جمله گیتی بخواهیم جست
هوش مصنوعی: اکنون، بگو که ای بندگان شاه، حقیقت این است که ما همه جهان را خواهیم جستجو کرد.
برانیم تا دامن قیروانبه صحرای «لیبی» و ریگ روان
هوش مصنوعی: ما به سوی بیابانهای لیبی و شنهای روان میرویم تا دامن قیروان را ترک کنیم.
به مصر و حجاز اندر آییم تنگوز آن پس بتازیم تا رودگنگ
هوش مصنوعی: ما به سرزمین مصر و حجاز میرویم و از آنجا به سمت رود گنگ میشتابیم.
چو ازگنگ بگذشت یکران ماشد آن مرز و بوم نوین زان ما
هوش مصنوعی: وقتی که از رود گنگ گذشتیم، سرزمین جدیدی متعلق به ما شد.
بپیچیم از آن پس به تورانزمینز جیحون برانیم تا پشت چین
هوش مصنوعی: پس از آن میخواهیم به سرزمین توران برویم و از کنار رود جیحون بگذریم تا به پشت کوههای چین برسیم.
چو این نیمه بخش جهان بزرگدرآمد به فرمان شاه سترگ
هوش مصنوعی: زمانی که این بخش بزرگ از جهان به دستور پادشاه بزرگ وارد شد،
به دستور ما گشت کار جهانچه فرمان کند شهریار جهان
هوش مصنوعی: به فرمان ما، کارهای دنیا چگونه پیش میرود و چه دستوری از سوی پادشاه عالم صادر میشود.
به پیروزی و شادی آنگاه گفت:توانیم خندید و نوشید و خفت
هوش مصنوعی: وقتی به پیروزی و خوشحالی میرسیم، میتوانیم بخندیم، بنوشیم و استراحت کنیم.
بدو گفت دستور آزادمردکه این را هماکنون توانیم کرد
هوش مصنوعی: آزاد مرد به او گفت: حالا میتوانیم این کار را انجام دهیم.
نیفکنده پرخاش را هیچ بنبکن هرچهخواهی، که گوید مکن؟
هوش مصنوعی: اگر بخواهی هر چه میخواهی بگویی، بهتر است که از درگیری و دشمنی پرهیز کنی، چون ممکن است کسی به تو بگوید که این کار را نکن.
شنیدم که نشنید پند وزیرسوی روم شد پادشاه «اپیر»
هوش مصنوعی: شنیدم که پند وزیر را نپذیرفت و به سوی روم رفت پادشاه «اپیر».
شکستی بزرگ اندر آمد بر اویشکسته سوی خانه بنهاد روی
هوش مصنوعی: او دچار یک شکست بزرگ شد و به سمت خانهاش روانه شد.
همی خواست گیتی ستاند بهزورکه گیتی کشیدش به زندان گور
هوش مصنوعی: او میخواست بهزور دنیا را بهدست آورد، اما دنیا او را به زندان قبر فرستاد.
نصیحت بسی گفتهاند اهل هوشولی نیست گوش حقیقتنیوش
هوش مصنوعی: خوبان و افراد باهوش نصیحتهای زیادی ارائه دادهاند، اما کسی نیست که به حقیقت آنها گوش دهد و به آن عمل کند.
حقیقت برون از یکی حرف نیستکجا داند آن کز حقیقت بری است
هوش مصنوعی: واقعیت به هیچ وجه درون یک سخن نمیگنجد، پس چه کسی میتواند بداند که کسی از این حقیقت دور است؟
حقیقت به کس روی با رو نشداز این رو سخنها دگرگونه شد
هوش مصنوعی: حقیقت به هیچ کس با شفافیت و وضوح نشان داده نشد؛ به همین دلیل، صحبتها و گفتگوها شکل دیگری به خود گرفت.
سخن از حقیقت گر آگه شدیدرازی نهادی و کوته شدی
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت واقف شوی، کلامت طولانی و عمیق خواهد بود، اما در واقعیت به اختصار میچرخد و به سادگی بیان میشود.
بهار از حقیقت یکی ذرّه دیدبدو باز پیوست و از خود برید
هوش مصنوعی: بهار با دیدن یک ذره از حقیقت، به آن نزدیک شد و از ذات خود جدا گردید.
چو از خود رها گشت جاوید شدبدان ذره همراز خورشید شد
هوش مصنوعی: وقتی انسان از خود رها شود، جاودانه میشود و به مانند ذرهای میگردد که همسفر خورشید است.