دوبیتی شمارهٔ ۶۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که عشق به او وارد کرده سخن میگوید. او احساس میکند که در پایان کار، به شدت آسیبدیده و جدا از معشوقش شده است. همچنین اشاره میکند که در بازی عشق، به گونهای بازی شده که نتیجهای ناپسند نصیبش شده است. به طور کلی، شاعر از حس ناامیدی و تنهایی خود در عشق میگوید.
فلک! زار و نزارِم کِردی آخِرجدا از گلعذارِم کِردی آخِر
هوش مصنوعی: ای آسمان! بیچاره و رنجورم کردی، در نهایت مرا از گلزار جدا کردی.
میان تختهٔ نرد محبتشش و پنجی به کارِم کردی آخر
هوش مصنوعی: در بازی محبت، تو نقش شش و پنج را برای من بازی کردی و در نهایت خودت را از من دور کردی.