دوبیتی شمارهٔ ۱۲۱
دل و جان شاعر سرشار از شوق دیدار معشوق است. در سر، آرزوی رفتن به کوی او دارد و در دل، عشق و مهر چهرهٔ چون ماهش را. معشوق برای او همزمان بت، کعبه و قبله است؛ یعنی تنها او را میبیند، میپرستد و رو به سوی او دارد.
به سر شوق سر کوی ته دیرمبه دل مهر مه روی ته دیرم
شوق رفتن به کوی تو را دارم. در دل محبت چهرهٔ زیبا و چون ماه تو را دارم.
بت من کعبهٔ من قبلهٔ منتهای هر سو نظر سوی ته دیرم
ای بت من، کعبهی من، قبلهی من، به هر سو که بنگرم، نگاهم تنها متوجه توست.