دوبیتی شمارهٔ ۲۶۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و اندوه خود میگوید که هر روز و شب در کوی محبوبش اشک میریزد و میخواهد از دل شکستهاش جویی از اشک جاری کند. او همچنین احساس میکند که در دنیای بزرگ، به جای گل، خار در زندگیاش وجود دارد و به نوعی از بیطالع بودن خود در این باغ جهان شاکی است.
مو هر شام و سحر گریم به کوییکه جاری سازم از هر دیده جویی
هوش مصنوعی: هر شب و صبح برای تو میگریم، تا احساساتم را از چشمانم بیرون بریزم.
موی بیچاره اندر باغ وصلتهرآنچه لاله کارم خار رویی
هوش مصنوعی: من مانند مویی هستم که در باغ زندگی جایی برای خود ندارد و به جای گلی که لیاقت آن را دارم، فقط خار نصیبم شده است.