دوبیتی شمارهٔ ۲۷۰
شاعر از شدت اندوه و ناامیدی میگوید که در دل و زندگی او چیزی جز غم و ماتم وجود ندارد. دل او آنقدر بیثمر و تهی است که حتی گیاه ناامیدی نیز در آن نمیروید.
ز کشت خاطرم جز غم نروییز باغم جز گل ماتم نرویی
در کشتزار خاطر من جز غم چیزی نمیروید. در باغ من تنها گل ماتم رشد میکند.
ز صحرای دل بیحاصل موگیاه ناامیدی هم نرویی
از صحرای دل بیحاصل مت حتی گیاه ناامیدی هم نمیروید.