شمارهٔ ۲۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره رابطه با یاران و یار صحبت میکند. شاعر میگوید که مشغول بودن به یاران او را از یار دور کرده است و اگر قرار باشد که یاری کند، تنها باید به یار باشد. او به این نکته اشاره میکند که باید از صحبت با دیگران پرهیز کرد و فقط به یار فکر کرد، چراکه یار ارزش بیشتری دارد. شاعر همچنین به بیاعتنایی به نعمت یاری اشاره میکند و یادآوری میکند که ارتباط با یار پادشاهی واقعی است. در پایان، او به فرصتی که به دست میآید اشاره میکند تا حکایتهایی درباره یاران را با یار در میان بگذارد.
ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یاریا به یاران میتوان مشغول بودن یا به یار
هوش مصنوعی: ما به دوستان خود سرگرمیم و رقیب ما هم یا به دوست خود توجه دارد یا با دوستان دیگر درگیر است.
یاری یاران مرا از یار دور افکنده استکافرم گر بعد ازین یاری کنم الا به یار
هوش مصنوعی: یارانم به خاطر دوری از محبوبم، از من فاصله گرفتهاند. اگر بعد از این یاری کنم، کافر هستم مگر اینکه آن یار در کنارم باشد.
چند فرمایندم استغنا و گویندم مزنحرف جز با غیر و روی غیرتی بنما به یار
هوش مصنوعی: چند بار به من میگویند که خود را بینیاز بشمارم و به کسی جز محبوبم حرف نزنم و غیرت خود را به او نشان دهم.
یار تا باشد چرا باید زدن با غیر حرفغیر تا باشد چرا باید زد استغنا به یار
هوش مصنوعی: تا زمانی که یار در کنار است، چرا باید با دیگران صحبت کرد؟ وقتی که به یار اکتفا شده، چه نیازی به کلام غیر است؟
ذرهای از یاری این یاران فرو نگذاشتندیار را با ما گذارید این زمان ما را به یار
هوش مصنوعی: این دوستان هیچ کمکی از خودشان دریغ نکردند، بنابراین حالا لطفاً ما را به همراه دوستمان بگذارید.
ما گدایان قدر این نعمت نمیدانستهایمپادشاهی بوده صحبت داشتن تنها به یار
هوش مصنوعی: ما ارزش این نعمت را نمیدانستیم، چون تنها صحبت کردن با محبوب برای ما به اندازهی پادشاهی ارزش داشت.
گر به دستم فرصتی افتد بگویم محتشماز نزاع انگیزی یاران حکایتها به یار
هوش مصنوعی: اگر فرصتی به دستم بیفتد، داستانها و جروبحثهای یاران را برای دوستانم نقل میکنم.