شمارهٔ ۳۹
هوش مصنوعی: این شعر بیان کنندهی احساسات عاشقانه و دردناک شاعر است. او با دلنوشتهای از نامهربانی معشوق شکایت میکند و به او هشدار میدهد که اگر دوباره نامش را ببرد، خودش نیز از او دور خواهد شد. شاعر به معشوقش میگوید که هرچند بینشان محبت بوده، اما در صورت ادامهی این نامهربانی، او نیز ناچار است از این رابطه جدا شود و عواطفش را از او بگیرد. همچنین او به صبر و تحمل خود اشاره میکند و میگوید که اگر عشق حقیقی باشد، باید به آن وفادار بماند و از خیانت دوری کند. در نهایت، شاعر احساس غم و اندوه خود را ابراز میکند و میگوید که اگر معشوق دوباره از درد او صحبت کند، به ناچار او نیز از این گفتگو کنارهگیری خواهد کرد.
دانسته باش ای دل کزان نامهربانت میبرمگر باز نامش میبری بیشک زبانت میبرم
هوش مصنوعی: بدان ای دل که اگر از محبت او بگویم، به خاطر بیمحبتیاش است. اگر دوباره نامش را بر زبان بیاوری، مطمئناً سخن گفتنت را هم از تو میگیرم.
با شاهد دلجوی غم دست وفا کن در کمرکامروز یا فردا از آن نازک میانت میبرم
هوش مصنوعی: با محبوب دلنوازم، از روی محبت و وفاداری برخورد کن. امروز یا فردا، از آن قامت نازکت چیزی میبرم.
چون از چمن نخل جوان برد به زحمت باغبانبا ریشهٔ پیوند جان از وی جنانت میبرم
هوش مصنوعی: وقتی که باغبان با زحمت و تلاش، درخت نخل جوان را از چمن بیرون میآورد، من از ریشهٔ پیوند جان او در اینجا بهره میبرم.
مردانه دندان سخت کن وز تیغ هجران سر مکشگر سخت جانی تا ابد زان دلستانت میبرم
هوش مصنوعی: با قدرت و استقامت در برابر مشکلات بایست و از درد جدایی فرار نکن. اگر با همه سختیها روبرو شوی، تا همیشه من تو را از آن دلپرست میبرم.
زان میوه ارزان بها گر نگسلی پیوند خودچون تاک ازین پس یک به یک رگهای جانت میبرم
هوش مصنوعی: اگر از میوهای که ارزشش کم است به درستی استفاده نکنی و رابطهات را قطع کنی، از این پس به تدریج جانت را از تو میگیرم.
گر از ره بیغیرتی دیگر به آن کو میرویاز اره غیرت روان پای روانت میبرم
هوش مصنوعی: اگر با بیغیرتی از راهی دیگر به آن مکان میروی، من از روی غیرت پای تو را به شدت قطع میکنم.
شرح غم من محتشم زین پیش میگفتی به اوگر باز میگوئی زبان زین ترجمانت میبرم
هوش مصنوعی: اگر پیش از این، غمهای من را به او میگفتی، اکنون اگر دوباره بخواهی بگویی، زبان تو را به خاطر این مترجمانت میبرم.