شمارهٔ ۳۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و بندگی خود به خداوند سخن میگوید و بیان میکند که چگونه در مقابل عظمت و زیبایی خداوند به سجده افتاده است. او عشق به معشوق را بالاتر از هر چیز دیگری میداند و بیان میکند که از ذرات وجودش به نور خداوند وابسته است. در روزی که دل از تعلق به دنیا و غیر خدا باز کرد و به سوی او روی آورد، متوجه ضعف خود در عمل میشود و از او طلب یاری میکند. شاعر به تلخی از کاهلی در عمل و عدم تلاش کافی در مسیر دین و بندگی یاد میکند و در نهایت به عظمت الهی و نورانی بودن این مسیر اشاره میکند.
فرمود مرا سجدهٔ خویش آن بت رعنادر سجده فتادم که سمعنا واطعنا
هوش مصنوعی: آن بت زیبا به من دستور سجده داد، پس من در برابرش سجده کردم و گفتم: «شنیدیم و اطاعت کردیم.»
ما دخل به خود در میدیدار نگردیمما حل له شارعنا فیه شرعنا
هوش مصنوعی: ما به خود اجازه نمیدهیم که در دیدارهای عاشقانه شرکت کنیم، چرا که در این امور، قوانین و اصول خاصی داریم که باید رعایت شوند.
بودیم ز ذرات به خورشید رخش نیالفرع رئینا والی الاصل رجعنا
هوش مصنوعی: ما از ذرات به سوی خورشید چهرهاش (زیباییاش) میرویم و در نهایت به اصل و منبع خود بازمیگردیم.
روزی که دل از عین تعلق به تو بستیممن غیرک یاقرة عینی و قطعنا
هوش مصنوعی: روزی که از وابستگی به تو جدا شدیم، دیگر چیزی جز تو برای ما ارزشی نداشت و ارتباطمان را قطع کردیم.
در زاریم از ضعف عمل پیش تو صد رهضعف الفرغ الاکبر و یارب فزعنا
هوش مصنوعی: ما در زاری و نالهای از ناتوانی عمل خود هستیم، به گونهای که هیچ کاهلی در این زمینه بزرگتر از آنچه که اکنون تجربه میکنیم، وجود ندارد. ای پروردگار، به ما مدد برسان.
در دار شفایت مرضی دفع نکردیملکن کسل الروح من الروح و قعنا
هوش مصنوعی: در جایی که داروی شفابخش وجود دارد، نتوانستیم بیماریها را از بین ببریم، اما روح خسته از روح دیگر جدا شده و به زمین افتادیم.
گر محتشم از غم علم عین نگون کردانا علم البهجة بالهم رفعنا
هوش مصنوعی: اگر محتشم از غم و اندوه، علم را به زمین بیاندازد، ما با یادگار خوشی و شادابی، آن غم را برطرف خواهیم کرد.