شمارهٔ ۱۰۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف دلبستگی و عشق خود به معشوق میپردازد. او از ناتوانی در شناخت عشق واقعی و معشوقی که دلش را به خود مشغول کرده صحبت میکند و میگوید که اگر بفهمی در دام عشق کی گرفتار شدهای، میتوانی به حقیقت وجود او پی ببری. شاعر به کشمکشهای درونی خود اشاره میکند و از حسادت و رقیبهایی که در اطرافش وجود دارند، میگوید. او همچنین به زیبایی و طراوت عشق اشاره دارد و از نگرانیاش از اینکه دیگران هم ممکن است به این عشق پی ببرند، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به حالت خود به عنوان یک گدای عاشق اشاره میکند که تلاش میکند تا در این مسیر عشق و درک معشوق، از دیگران عقب نماند.
گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیستور کنی جزم که مهر تو در آب و گل کیست
هوش مصنوعی: اگر بدانی که دل چه کسی در دام عشق تو گرفتار است و اگر مطمئن باشی که عشق تو در وجود انسانها چگونه تجلی پیدا میکند، بسیاری از رازها برایت روشن میشود.
داد عصمت دهی از بهر رضای دل اوتا هوس پیشه بداند که دلت مایل کیست
هوش مصنوعی: برای جلب رضایت دل او، عصمت و پاکی را به او ببخش تا او ببیند که تمایلاتش به سمت کدامین دل گرایش دارد.
سگت آهسته نهد پا به زمین از غیرتتا بداند که سر کوی تو سر منزل کیست
هوش مصنوعی: سگ تو با احتیاط قدم برمیدارد تا بفهمد که در این محل، صاحبخانه کیست و به چه کسی تعلق دارد.
بعد از آن هم که کنی به سملم از تاب حسدترسم از رشک بگویند که این به سمل کیست
هوش مصنوعی: اگر روزی تو از عشق به من کماحساس شوی، نگرانم که دیگران بگویند این شخص که در کنار من است، کیست و چگونه به او دل بستهام.
برده این قافله از قافله مشگ سبقیارب این عطرفشانی عمل محمل کیست
هوش مصنوعی: این قافله که در حال حرکت است، بویی خوش و معطر به همراه دارد. ای پروردگار، میدانم که این عطر از کدام عمل و تلاش است و چه کسی این مسير را سامان داده است.
گرچه آواز وی از محفل او میشنومدلم از دغدغه خونست که در محفل کیست
هوش مصنوعی: هرچند صدای او را از دور میشنوم، اما دلم به خاطر نگرانیها و مشکلاتی که دارم، آرام نیست و دائماً در فکر این هستم که در جمع چه کسی حضور دارد.
محتشم زد چو گدایان در دریوزه عامتا به این پی نتوان برد که او سائل کیست
هوش مصنوعی: محتشم مانند گدایان در دروازهای ایستاد و درخواست کمک کرد، تا جایی که نمیتوان فهمید او چه کسی است و چرا چنین کرده است.