شمارهٔ ۱۰۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر به این نکته اشاره میکند که کسانی که به درد عشق نمیرسند، نمیتوانند خود را در زمره عاشقان واقعی قرار دهند. او یادآور میشود که تنها چیزهایی که برای عاشق اهمیت دارد، درد و حسرتهای مربوط به معشوق است. شاعر همچنین به احساسات عمیق خود و وابستگی به یاد معشوق اشاره میکند و بیان میکند که تمامی احساساتش تحت تأثیر غم و درد عشق است. در نهایت، او به این موضوع میپردازد که حتی در محفل دوستان هم، یاد معشوق و درد عشق فراموش نمیشود.
هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیستدر پای دوست هر که نشد کشتهٔ مرد نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق و درد را احساس نکند، نمیتواند در مسیر دوستی فداکاری کند و همچنین، اگر کسی در راه عشق، جان خود را ندهد، او هم از حقیقت عشق به دور است.
ناصح مور ز مهر و غم درد ما مخورما عاشقیم و در خور ما غیر درد نیست
هوش مصنوعی: ای نصیحتگر، نگران ما نباش و از عشق و غم ما نداشته باش. ما عاشقیم و جز درد عشق، چیزی دیگر برای ما وجود ندارد.
میریزم از دو دیده به یاد تو اشک گرمشبها که همدمم به جز آه سرد نیست
هوش مصنوعی: من به یاد تو در شبها اشک گرم میریزم، چرا که جز آه سرد، همدمی ندارم.
بر درگهت که نقد دو عالم نثار اوستما را ز انفعال به جز روی زرد نیست
هوش مصنوعی: در درگاه تو که همهی خوبیها و ارزشها نثار آن میشود، ما جز حالت افسردگی و چهرهای رنگ باخته چیزی نداریم.
جمعند وحشیان همه بر من همین دل استآن وحشی که با من صحرانورد نیست
هوش مصنوعی: همه وحشیها دور من جمع شدهاند، اما دل من همان دل است که با من در سفرهای بیابانی همراه نیست.
تهمت کش وصالم و در گرد کوی توجز گرد کوچه بهر من کوچه گرد نیست
هوش مصنوعی: شخصی به شدت دچار مشکل و تهمت شده و در محله تو، حتی جز کویر و بیابان چیزی برای او باقی نمانده است.
هرچند دل رفیق غم و درد و محنت استجمعست خاطرم که به کوی تو فرد نیست
هوش مصنوعی: هرچند که دل دوست پر از غم و درد است، اما یاد تو باعث میشود که ذهنم از این همه رنج آرام گیرد.
شبها به دوستان چو خوری باده یاد کناز محتشم که یک نفسش خواب و خورد نیست
هوش مصنوعی: شبها وقتی با دوستانت جمع میشوی و مشغول نوشیدن هستی، به یاد محتشم باش که حتی یک لحظه هم خواب و استراحت ندارد.