شمارهٔ ۱۱۹
هوش مصنوعی: این شعر توصیف عشق و درد دل شاعر است. شاعر از تیر غم عشق صحبت میکند که دل او را نشانه گرفته و صبرش را به چالش میکشد. عشق او را به دیوانگی میکشاند و زیبایی معشوق او را متری برای شکایت و نالههایش میکند. شاعر احساس میکند که هر نگاهمعیوبی از طرف معشوق به او جراحت وارد میکند و ناراحتیاش را نمیتواند در دل نگهدارد. او همچنین به توصیف حال خود در مجالس و ناز و غرور معشوق میپردازد و در نهایت میگوید که در این کوی، دچار درد و رنج زیادی شده است.
تیر او تا به سرا پردهٔ دل ماوا داشتخیمهٔ صبر من دل شده را برپا داشت
هوش مصنوعی: دوست و محبوب من با تیر عشقش به دل من ورود کرد و با صبر و استقامتی که در دل دارم، این دل را همچون خیمهای برپا نگه داشتهام.
تا به چنگ غمش افتاد گریبان دلمعاقبت دست ز دامان من شیدا داشت
هوش مصنوعی: زمانی که به شدت تحت تأثیر درد و غمش قرار گرفتم، سرانجام دل بیپناهم از محبت و عشقش دست برداشت.
عقل دیوانه شدی گر بنمودی لیلیبهمان شکل که در دیدهٔ مجنون جا داشت
هوش مصنوعی: اگر تو لیلی را به همان شکلی که در چشم مجنون بود به نمایش میگذاشتی، عقل هم دیوانه میشد.
بس که در سرکشی آن مه به من استغنا کردغیرت عشق مرا نیز به استغنا داشت
هوش مصنوعی: زیبایی و سرکشی آن ماه به قدری بود که مرا از حسادت و غیرت عشق دور کرد و احساس بینیازی در من به وجود آورد.
دی به مجلس لبش از ناز نجنبید ولینرگسش با من حیران همه دم غوغا داشت
هوش مصنوعی: دیروز در مجلس، لب او از ناز تکانی نخورد، اما نرگسش که به من نگاه میکرد، هر لحظه با شور و غوغا به من نظر داشت.
از کمانخانهٔ ابرو به تکلف امروزتیر بر هر که زد از غمزه نظر بر ما داشت
هوش مصنوعی: امروز تیر ابروهایت به صورت نامحسوس به همهی کسانی که به تو نگاه میکردند اصابت کرد، اما غمزه و نگاه تو بیشتر به سمت ما بود.
با خیالش دل من دوش شکایتها کردورنه با آن دو لب امروز شکایتها داشت
هوش مصنوعی: دل من دیروز با یاد او از غمها و دردهایش گفت، اما آن لبهای زیبا امروز خودشان پر از شکایت بودند.
مدعی خواست که گوید بد من کس نشنیدشد نفسگیر ز غم خوش نفس گیرا داشت
هوش مصنوعی: شخصی ادعا کرد که قصد دارد بدیهای من را بگوید، اما هیچکس به او گوش نداد. او از غم و اندوهی که داشت، به شدت در فشار بود و این احساسات او را بهم ریخته کرده بود.
محتشم بس که در آن کوی به پهلو گردیددوش چون قرعه هزار آبله بر اعضا داشت
هوش مصنوعی: محتشم در آن کوچه به قدری چرخید و گردش کرد که شب گذشته همچون کسانی که در قرعهکشی هزار زخم و درد دارند، تمام تنش به زخمهای متعددی دچار شد.