شمارهٔ ۱۲۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و عذابی است که شاعر به آن دچار شده است. او از نالهای سخن میگوید که در دلش ایجاد شده و باعث توجه مؤذن به او میشود. همچنین، او از بار سنگین عواطفش سخن میزند که به کمک خاک، سبک شده و در نهایت بر دوش میافتد. ساقی قدحی پر میکند و این حس عشق و دیوانگی در او بیدار میشود. آتش عشق و شور درون او به قدری است که حتی عقل را هم به سکوت وادار میکند. در نهایت، شاعر به دامن سرو و زیبایی عشق اشاره میکند که گویی هوس و آرزو آن را فرا گرفتهاند.
ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفتکه مؤذن سحر از نالهٔ من گوش گرفت
هوش مصنوعی: از دل من چنان صدای نالهای بیرون آمد که صدای مؤذن در وقت سحر هم تحت تأثیر آن قرار گرفت.
عرش آن بار گران را سبک از دوش انداختخاک بیباک دلیر آمد و بر دوش گرفت
هوش مصنوعی: زمین با شجاعت و بدون ترس، بار سنگین آسمان را از دوش برداشت و بر دوش خود گذاشت.
کرد ساقی قدحی پر که کسش گرد نگشتآخر آن رطل گران رند قدح نوش گرفت
هوش مصنوعی: ساقی برایم پیمانهای پر کرد که کسی دورش نگردید؛ در نهایت، آن شراب سنگین و با کیفیت را رندی به دست آورد و نوشید.
آتشی کز همهٔ ظاهر نظران پنهان بوددیگ سودای من از شعلهٔ آن جوش گرفت
هوش مصنوعی: آتشى که از دید ظاهربینان پنهان است، باعث جوشیدن دیگ آرزوهاى من شده است.
بادهٔ عشق از آن پیش که ریزند به جامآتش نشهٔ آن در من مدهوش گرفت
هوش مصنوعی: قبل از اینکه عشق مانند شرابی در جامام بریزد، آن آتش و هیجان عشق در من باعث سرگشتگی و بیخود شد.
سر نا گفتنی عشق فضولی میگفتعقل صدباره به دندان لب خاموش گرفت
هوش مصنوعی: عشق چیزهایی را میگوید که نمیتوان به زبان آورد و عقل که بارها سعی کرده، بالاخره سکوت میکند و دندان بر لب میگذارد.
هرکس آورد به کف دامن سروی ز هوسمحتشم دامن آن سرو قباپوش گرفت
هوش مصنوعی: هر کسی به خاطر علاقهاش، از درخت سرو زیبایی خوشبو و باوقار را چیده و حالا دامن آن درخت زیبا را به شوق و آرزو در دست دارد.