شمارهٔ ۱۷۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دردهایی که به خاطر عشق و زیبایی گرانبها تجربه میکند سخن میگوید. او به تصویر یک ماه و ستاره اشاره میکند که از دلش میگذرد و شعلهای از آه و درد را ایجاد میکند. سنگینی دل و آتش غیرت ناشی از عشق او را به تنگنا میکشاند. شاعر به پراکنده بودن حالت خود از تأثیر زیبایی معشوق اشاره میکند و از "تیر آه" و سنگدلیهای معشوق گلهمند است. در انتها، به طبیب عشق اشاره میکند و از او میخواهد که تغییراتی به وجود آورد تا دردهایش تسکین یابد. شعر به طور کلی به تنهایی، دلتنگی و عشق بیپایان اشاره دارد.
شبی که بر دلم آن ماه پاره میگذردمرا شرارهٔ آه از ستاره میگذرد
هوش مصنوعی: در شبی که آن ماه زیبا از دل من عبور میکند، حس غم و دلتنگی من مانند شعلهای از دل آسمان بیرون میآید.
خراش دل ز سبک دستی کرشمهٔ اوبه نیم چشم زدن از شماره میگذرد
هوش مصنوعی: دل از زیباییهای او به شدت آسیب دیده است و با یک نگاه ساده و گذرا، تمام محاسبات و شمارشهای من برهم میریزد.
دلم بر آتش غیرت کباب میگرددچو تیرش از جگرپاره پاره میگذرد
هوش مصنوعی: دل من از غیرت و عشق به آتش میسوزد، وقتی که تیر خیانت به دلهای شکستهام اصابت میکند.
ز رخش صبر و شکیبائی آن گزیده سوارپیاده میکندم چون سواره میگذرد
هوش مصنوعی: از چهرهاش، صبر و شکیباییاش را میفهمم و میخواهم او را به خاطر آن بر زمین بنشانم، اما او مانند سواران از کنار من عبور میکند.
مشو به سنگدلیهای خویشتن مغرورکه تیر آه من از سنگ خاره میگذرد
هوش مصنوعی: به خاطر خودپسندی و بیرحمیهای خود مغرور نشو، زیرا درد و اندوه من میتوانند به راحتی از هر سختی و سنگی عبور کنند.
تو ای طبیب ازین گرمتر گذر قدریبر آن مریض که کارش ز چاره میگذرد
هوش مصنوعی: ای طبیب، تو باید کمی بیشتر از این وضعیت دشوار بیمار را ببینی، چرا که او به مرحلهای رسیده که نیاز به درمان واقعی دارد و کارش از چارهجویی فراتر رفته است.
به صد فسون بتان محتشم ز دین نگذشتولی اگر تو کنی یک اشاره میگذرد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه زیباییهای دلربا و جذاب بتان هنوز کسی را از دین منحرف نکرده است، اما اگر تو یک نگاه و اشاره کنی، همه چیز تغییر خواهد کرد.