شمارهٔ ۳۲۵
هوش مصنوعی: این شعر در مورد هشدار به کسی است که دل سنگی دارد و به او توصیه میکند که از روز جزا و عواقب اعمال خود بترسد. شاعر از او میخواهد که نسبت به خون او بیتوجه نباشد و همچنین به کینههایی که در دل دارد، توجه کند. او تأکید میکند که باید از دعاها و خواستههای دیگران نیز مراقب باشد، چرا که ممکن است به ضرر او تمام شود. در آخر هم به یادآوری این نکته میپردازد که در مواجهه با رقیبش، نباید به بیاحترامیها اهمیت دهد و نسبت به افراد ناشناس احتیاط کند. کل شعر تذکری است به انسانها که در رفتار و اعمال خود دقت کنند و از پیامدهای آن بترسند.
ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترسخون من غریب مریز از خدا بترس
هوش مصنوعی: ای دل سنگی، از پرسش روز قیامت بترس. خون من که بیپناه است، از خدا نریز، پس از او نیز بترس.
هر دم به سینه راه مده کینهٔ مراوز آه سینه سوز من مبتلا بترس
هوش مصنوعی: هر لحظه در دل خود، کینه و نفرت مرا جا نده و از درد و آه سوزان من بترس.
بر بیدلان ز سخت دلیها مکش عناناز سنگ خود نهای تو ز تیر دعا بترس
هوش مصنوعی: بر دلهای بیاحساس، از سختدلیها نرنجان. تو از سنگ خود رها نخواهی شد و از تیر دعا بترس.
بیترس و باک من به خطا ترک کس مکنزان ناوک خطا که ندارد خطا بترس
هوش مصنوعی: بدون ترس و نگرانی، به اشتباه به کسی آسیبی نرسان؛ زیرا از آن تیر خطا نترس که خود هیچ نقصی ندارد.
دی با رقیب یافت مرا آشنا و گفتای محتشم ازین سگ نا آشنا بترس
هوش مصنوعی: دیروز رقیب من مرا شناخت و به من گفت: ای محترم، از این سگ ناآشنا بترس.