شمارهٔ ۳۵۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و زیباییهای عشق و دلبستگی میپردازد. شاعر از لذتهای زندگی بدون جمال محبوب سخن میگوید و به نارضایتی خود از نبود محبوب اشاره میکند. او به لذتهای ظاهری مانند شراب و صدای آوازها اشاره میکند، اما تاکید میکند که در نبود محبوب، هیچ یک از این لذتها واقعی نیستند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که هدف از زندگی تنها مشاهده زیباییهای محبوب است و بدون او، هیچ چیز خوشایند نیست.
ز لالهزار مرا بیجمال دل نواز چه فیضز جام می لب ساقی گل عذار چه حظ
هوش مصنوعی: از دشت گلها، بدون زیبایی دلنواز تو، چگونه میتوانم از می لیوان ساقی با صورت زیبایش لذت ببرم؟
در انجمن که نباشد مغنی گل رخز صوت فاخته و نغمهٔ هزار چه حظ
هوش مصنوعی: در جمعی که خوانندهای نباشد، زیبایی گل چقدر از آواز بلبل و نغمهٔ هزار مرغ لذت میبرد؟
شکار تا شده دلهای بی محبت راز تیر غمزهٔ خوبان جان شکار چه حظ
هوش مصنوعی: شکار دلهای فاقد محبت شده است، زیرا تیر ناز چشم زیبای خوبان، جان ما را به بازی گرفته و از آن لذت میبرند.
چو نیست در نظر آن گل که نوبهار من استمرا ز باغ چه حاصل ز نوبهار چه حظ
هوش مصنوعی: اگر آن گلی که برایم در بهار وجود ندارد، در نظر نباشد، برای من چه سودی از باغ و بهار وجود دارد؟
غرض مشاهده حسن توست از خوبانوگر بیتو ز خوبان روزگار چه حظ
هوش مصنوعی: من تنها هدفم از دیدن زیباییهای دیگر، تماشای زیبایی توست و اگر تو در میان نباشی، از زیباییهای دیگر دنیا چه بهرهای میتوانم ببرم؟
درین دیار دل محتشم خوش است به یارگهی که یار نباشد درین دیار چه حظ
هوش مصنوعی: در این دیار، دل خوشی و زیبایی وقتی فراهم است که یار در کنار باشد، و اگر یار نباشد، زندگی چه لطفی دارد؟