شمارهٔ ۴۰۴
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به شدت به عشق و معشوقش وابسته است و خود را شمعی میداند که در اطراف معشوق میچرخد. او به شوق و ناراحتی ناشی از دوری از معشوق اشاره میکند و خواهان نزدیکی و وصال است. گوینده به تشنگی خود برای عشق و صفای معشوق اعتراف میکند و به ناز و زیبایی او اشاره دارد. همچنین او به فروتنی و نیاز خود به توجه معشوق اشاره میکند و به صورت استعاری میگوید که حتی اگر دور شود، به خاک زیر پای او تبدیل خواهد شد. شعر به طور کلی حاکی از عشق عمیق و اشتیاق بیپایان گوینده به معشوق است.
ای شمع بتان تا کی بر گرد درت گردمپروانهٔ خویشم کن تا گرد سرت گردم
هوش مصنوعی: ای شمع زیبا، تا چه زمانی باید دور درگاه تو بچرخم؟ مرا پروانه خود کن تا دور تو بچرخم.
دست همه از نخلت پرمیوه و بس خندانگستاخ نیم کز دور گرد ثمرت گردم
هوش مصنوعی: دست همه از میوههای نخل تو پر است و این باعث خوشحالی و قاطعیت من شده است. از دور میخواهم به ثمرههای تو دسترسی پیدا کنم.
من تشنه و تو ساقی هرچند ز وصل خودمحرومترم سازی مشتاقترت گردم
هوش مصنوعی: من تشنه نوشیدن محبت تو هستم و هرچند که از وصال و نزدیکی تو محرومم، اما این دوری باعث میشود که عشق و اشتیاقم به تو بیشتر شود.
ناز از شکرستانت هر چند مگس راندمن بیشتر از حسرت گرد شکرت گردم
هوش مصنوعی: هرچند مگسها تو را از شیرینی دور میکنند، من همچنان دلتنگی و حسرت آن شیرینی را دارم و همیشه به خاطر زیباییات گرد هم میآیم.
نزدیکم و نزدیکست قطع نظرم از جانچون مانم اگر روزی دور از نظرت گردم
هوش مصنوعی: من به تو نزدیکم و فکر کردن به جدایی از جانم سخت است، چگونه میتوانم تحمل کنم اگر روزی از حضورت دور شوم؟
گر از کرمم خوانی فرش حرمت باشمور از نظرم رانی خاک گذرت گردم
هوش مصنوعی: اگر از من محبت کنی، در جایگاه ارجمندی قرار میگیرم و اگر هم از چشمات دور شوم، خاک پای تو خواهم بود.
بر موی میان هرگه از ناز کمربندیدر زیر زبان صدره گرد کمرت گردم
هوش مصنوعی: من در هر بار که به موهای تو نگاه میکنم، از ناز کمربندت احساس شگفتی میکنم و میخواهم که دور کمر تو بچرخم.
سوی دل بی رحمت از شست دعا شبهاهم خود فکنم ناوک هم خود سپرت گردم
هوش مصنوعی: من در شبها با دعا و ناله، دل بیرحم را به سمت خود میکشانم و همزمان خود را به تیراندازی مجهز میکنم.
ای شاه گداپرور من محتشمم آخرگوشی به سئوالم دار چون گرد درت گردم
هوش مصنوعی: ای پادشاه بخشنده، من در نهایت به نوعی به تو وابستهام و از تو درخواست دارم که به سوالاتم توجه کنی. من همچون گردی به دور درگاه تو میچرخم.