شمارهٔ ۴۰۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با احساسات عاشقانه و عذابی که از دوری محبوب میکشد، به توصیف عشق و longing (دلتنگی) میپردازد. او به امید دیدار معشوق، بارها در اطراف او میگردد و از عشقش به قدری شدید است که حاضر است از خود بگذرد و حتی گناهش را به گردن دیگران بیندازد. شاعر آرزو دارد که روزی بتواند از زیباییهای محبوبش بهرهمند شود و در انتظار لحظهای است که بتواند به چهرهاش نگاه کند. در نهایت، او از عشق و وصال آنقدر راضی است که حتی با اندک توجهی از سوی محبوب احساس خوشبختی میکند.
برای نیم نگاهی چو عذر خواه تو گردمهزار بار به گرد سر نگاه تو گردم
هوش مصنوعی: برای اینکه تنها به یک نگاه تو عذرخواهی کنم، هزار بار دور نگاه تو گردش میکنم.
ز انتظار شوم کشته تا نشان خدنگیز پر کرشمه نگههای گاه گاه تو گردم
هوش مصنوعی: از شدت انتظار، جانم را فدای زیبایی چشمان تو میکنم و میخواهم نشان الهامبخش آن نگاههای فریبندهات را در دلم بپرورانم.
بزن به تیغم و پیش از من هلاک گنه خودبه گردن دگران نه که من گواه تو گردم
هوش مصنوعی: خودت را نابود کن و پیش از من گناهانت را به گردن دیگران بینداز. چرا که نمیخواهم شاهد این کار تو باشم.
به این امید که روزی شکاری خورم از توهزار سال بگرد شکارگاه تو گردم
هوش مصنوعی: با این امید که روزی نصیبم شود، هزار سال دور تو در جستجوی شکار میگردم.
به هم زدی ز سبک دستی کرشمهٔ جهانیاسیر فتنهٔ حسن گران سپاه تو گردم
هوش مصنوعی: به خاطر عمل ناز و جذابیتت، به هم ریختی دنیا را. من اسیر زیبایی و فریب تو هستم و میخواهم از این زیبایی و جاذبهات بهرهمند شوم.
بکش مرا و میندیش از گنه که همان منبه روز حشر عقوبت کش گناه تو گردم
هوش مصنوعی: مرا بکش و نگران گناه نباش، زیرا در روز محشر خودم مسئولیت عذاب گناه تو را بر عهده میگیرم.
مهی برآمد و برنامد این مراد که یکشببه دیده کام ستان از رخ چو ماه تو گردم
هوش مصنوعی: مهتابی درخشید و آرزوی من این است که یک شب با چشمانم، زیبا رویی تو را مانند ماه ببینم و از زیباییات بهرهمند شوم.
مرا چه محتشم این بس ز باغ وصل که قانعبه نیم نکهتی از عنبرین گیاه تو گردم
هوش مصنوعی: من چه نیازی به زیباییهای زیاد دارم، فقط کافی است که یک نگاهی کوچک به باغ وصل تو داشته باشم تا دلخوش شوم.