شمارهٔ ۵۰۶
هوش مصنوعی: افرادی که در شعر به تصویر کشیده شدهاند، تحت تاثیر زیبایی و جادوگری ملامتآمیز عشق و محبوباند. آتش عشق در دل آنها بر افروخته شده و این احوالات هر یک را به طریقی درگیر کرده است. محبوبی که زلفش مانند جادو است و چشمانش مانند آهو، در میان جمعیت، توجه همه را جلب کرده است. مسکرات در محفل رواج یافته و حتی محتسب نیز از روی خویشتنداری میگذرد. در این حال، شاعر از ظلم کاذب بتان یاد میکند که او را به ناحق رنجاندهاند. از اینکه دولت عشق او را به گدایی انداخته، اما در عین حال، به خاطر زیبایی محبوبش، شاداب و خوشحال است.
چون برفروزد آینه زان آفتاب رورو سوی هر که آورد آتش زند در او
هوش مصنوعی: زمانی که آفتاب در آینه درخشان میشود، هر کسی را که به سمت خود ببیند، آتش عشق و اشتیاق را در دل او میافروزد.
سیلاب تیغ بار چنان تیز رو فتادکز سرگذشت آب و مرا تر نشد گلو
هوش مصنوعی: تیغ باران به قدری تند و تیز آمده که نه تنها آب را به سرزمین نمیبرد، بلکه من هم با وجود این باران، هنوز گلویم تر نشده است.
زلف تو جادوئیست برآتش گرفته جاچشم تو آهوئیست به مردم گرفته خو
هوش مصنوعی: موهای تو جادویی است که بر دل آتش میزند و چشمان تو مانند آهویی است که بر دل مردم نشسته و آنها را به خود جذب میکند.
مشرب رواج یافته چندان که محتسبمی میکشد به بزم حریفان سبو سبو
هوش مصنوعی: بیش از حدی که نگهبان میخواران سعی در جلوگیری از نوشیدن شراب دارد، دیگران در مجالسشان به نوشیدن مشغولند و این کار به اندازهای رایج شده که نمیتوان آن را متوقف کرد.
در دیر رکرد غسل به می آن که زا ورعبر اسمان نگاه نمیکرد بیوضو
هوش مصنوعی: در میخانه هنگامی که غسل به میکرد، شخصی که به خاطر تقوی و پرهیزگاری نمیتوانست به آسمان نگاه کند، بیوضو بود.
ای دوستان فغان که من ساده لوح راکشتند بیگناه بتان بهانه جو
هوش مصنوعی: ای دوستان، ناله و فریاد کنید که بیگناهی مانند من را به خاطر سادهلوحیاش کشتند، و این معشوقان فقط بهانهجویند.
از دولت گدائی آن ماه محتشمبهر تو آمد این لقب از آسمان فرو
هوش مصنوعی: از روی نعمت و سروری که در دل گدایی وجود دارد، آن ماه زیبا برای تو این لقب را از آسمان به دست آورده است.