شمارهٔ ۵۰۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف معشوق و زیباییهای او میپردازد. او میگوید که معشوق قبله همه و مرکز توجه همگان است. چهرهاش همچون آیینهای است که فقط او را به خوبی نمایش میدهد. لطف و محبت او باعث به وجود آمدن باغی پر از گلهای زیبا در دل شاعر شده است. شاعر به خوبی میگوید که معشوقش و دلی که دارد چقدر لطیف و سازگار است. همچنین، از چشمان معشوق مانند دجلهای یاد میکند که خون دلش جاری است. او در نهایت به زیبایی و قداست معشوق اشاره میکند و تاکید میکند که این مکان (کلبه) پر از زیبایی و عشق است که تماشاگران را مجذوب خود کرده است.
آن کوست قبلهٔ همه کس قبلهجو در اوو آن روست قبلهای که کند کعبهٔ رو در او
هوش مصنوعی: آن کسی که مقصود همه جویندگان است، خود به سوی او مینگرند و آن مکان نیز، جایی است که کعبه به سمت آن واقع شده است.
آیینه ساز چشم من این شیشه ساختهنوعی که جز تو کس ننماید نکو در او
هوش مصنوعی: چشم من مانند آینهای است که مخصوصاً برای تو ساخته شده است، به گونهای که هیچ کس جز تو در آن زیبا دیده نمیشود.
ز آب و هوای لطف تو گلزار کام ماستباغ شکفته صد گل بیرنگ و بو در او
هوش مصنوعی: به خاطر نیکی و مهربانی تو، زندگی ما مانند باغی شاداب و پرگل است که در آن گلهای زیادی وجود دارد، اما هیچکدام رنگ و بویی ندارند.
داری دلی که هست محل ملایمتبد خوئی هزار بت تندخو در او
هوش مصنوعی: تو قلبی داری که جایگاهی برای نرمخویی است، ولی در آن هزاران بت تندخو و بدخلق وجود دارد.
کویت چه گلشن است که از دجلههای چشمجاری تراست خون دل از آب جو در او
هوش مصنوعی: کویت چه باغ زیبایی است که اشکهای چشمانت همچون دجله در آن جاری است و دلسوختگیام در آن به اندازهی آب زلال چشمههاست.
باید به آب داد کتابی که هیچ جانبود حدیث حرمت جام و سبو در او
هوش مصنوعی: باید برای کتابی ارزش قائل شد که در هیچ جا دربارهی حرمت و احترام به جام و سبو صحبت نشده است.
زین کلبه نگذرید تماشائیان که هستدیوانهای از آن بت زنجیر مو در او
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که افرادی که به تماشای آنجا میآیند، نباید از این کلبه عبور کنند، زیرا در این کلبه دیوانهای وجود دارد که به خاطر زیبایی و جذابیت موهای زنجیری آن بت، مجذوب شده است.