شمارهٔ ۹ - مثنوی در مرگ حیرتی شاعر
هوش مصنوعی: این شعر به مدح و فضایل امام علی (ع) میپردازد و تاکید دارد بر اهمیت شفاعت او در روز قیامت. شاعر از شنونده میخواهد که به بیهودهگویی و مداحیهای بیمحتوا نپردازد و به ویژگیهای والای امام علی (ع) و نقش او در تقرب به خداوند توجه کند. او بیان میکند که حتی اگر انسان گناهانی بزرگ داشته باشد، شفاعت علی (ع) میتواند موجب نجات او گردد. شاعر همچنین به تأملات خود درباره فوت شاعری میپردازد و از این نکته یاد میکند که شفاعت امام علی (ع) میتواند آرامشبخش دلهای بیقرار باشد و در نهایت از خداوند میخواهد که او و دیگران را از رحمت علی (ع) محروم نکند. شاعر خود را گدای درگاه علی (ع) معرفی میکند و به مدح او و خاندانش میپردازد.
ای دل سخن از شه نجف کنمداحی غیر برطرف کن
هوش مصنوعی: ای دل، از سخن گفتن دربارهی امیرالمؤمنین علی (ع) غافل نشو و از مدح دیگران پرهیز کن.
بگشای منقبت زبان رابگذار حدیث این و آن را
هوش مصنوعی: زبانت را باز کن تا راجع به فضیلتها و ویژگیهای خوب سخن بگویی و از داستانها و تجربیات دیگران بگذری.
تا رشحهای از سحاب غفرانشوید ز رخت غبار عصیان
هوش مصنوعی: برای کسب بخش کوچکی از باران رحمت و بخشش الهی، باید از آلودگیها و گناهانی که بر چهرهام نشسته است، پاک شوم.
از رهبر خود مباش غافلکز بحر گنه رسی به ساحل
هوش مصنوعی: از رهبر خود غافل نشو، زیرا ممکن است از دریاهای گناه به سرزمین نجات و عافیت برسی.
سر نه به ره اطاعت اوتا بر خوری از شفاعت او
هوش مصنوعی: سر خود را به اطاعت او بسپار تا از شفاعت او بهرهمند شوی.
جرم تو ز کوه اگر چه کم نیستچون اوست شفیع هیچ غم نیست
هوش مصنوعی: گناه تو هرچند بزرگ است، اما مانند کوهی که بر دوش کسی نمیافتد، وجود یک شفیع میتواند به تو امید بدهد و نگرانیای نباشد.
دارم سخنی ز کذب عاریبشنو اگر اعتقاد داری
هوش مصنوعی: دارم موضوعی را که از دروغ پاک است برایت بیان میکنم، اگر به آن ایمان داری به دقت بشنو.
روزی که فلک درین غم آباداقلیم سخن به حیرتی داد
هوش مصنوعی: روزی روزگاری، هنگامی که آسمان در این سرزمین غم و اندوه به حیرت و شگفتی دچار شد.
از پاکی گوهر آن یگانهمیسفت ز طبع خسروانه
هوش مصنوعی: به خاطر خلوص و زیبایی جوهر آن یگانه، ویژگیهای برجستهای از طبیعت پادشاهانه را از خود نشان میدهد.
دریا دریا در لیدر منقبت علی عالی
هوش مصنوعی: علی بزرگ و والا، همچون دریاهای بیپایان، در مقام و ویژگیهایش بینظیر است.
لیکن به هوای نفس یک چنددر دهر بساط عیش افکند
هوش مصنوعی: اما به خاطر خواستههای نفس، مدتی در زندگی لذتهایی فراهم آورد.
در شوخی طبع معصیت دوستکالایش مرد را سبب اوست
هوش مصنوعی: در دل شوخی، نفس ناپسند دوست، باعث میشود که مرد به خطا بیفتد.
گه دیر مغان مقام بودشکه لعل بتان به کام بودش
هوش مصنوعی: گاهی در میان میخانه برای او مقام و منزلتی بوده است که در آن زمان لعل (جمشید) معشوقان به کام و خوشی بوده است.
با این همه از عتاب معبودایمن به شفاعت علی بود
هوش مصنوعی: با این حال، انسان به واسطه شفاعت علی، از خشم و سرزنش خداوند در امان است.
روزی که درین سرای فانیطی کرد بساط زندگانی
هوش مصنوعی: روزی که در این دنیا زندگی میکنیم و روزگار را سپری مینماییم، زمانی است که به پایان خواهد رسید.
روز شعرا سیه شد از غمعیش همه شد به دل بماتم
هوش مصنوعی: روز شعرای بزرگ به خاطر اندوه و غم، به یک روز سیاه و غمانگیز تبدیل شد و همه دلمشغولیها در دلشان به سوگواری و ماتم گردید.
شب بر زانو جبین نهادمبر توسن فکر زین نهادم
هوش مصنوعی: شب بر زانو نشستهام و افکارم را بر اسب خیال سوار کردهام.
کاید مگرم به دست بیرنجتاریخ وفات این سخن سنج
هوش مصنوعی: شاید از من به سادگی یاد بکنند و در تاریخ مرگم، این حرف را بزنند.
بسیار خیال کردم آن شبفکر مه و سال کردم آن شب
هوش مصنوعی: آن شب بسیار در خیال و اندیشه بودم و به یاد ماه و سالی که گذشت، فکر کردم.
در فکر دگر نماند تابمتاریخ نگفته برد خوابم
هوش مصنوعی: دیگر نتوانستم در فکر چیزهای دیگر بمانم، چون خوابم برد و تاریخی که هنوز نوشته نشده را نمیتوانم ببینم.
در واقعه دیدمش پیادهنزدیک رکاب شه ستاده
هوش مصنوعی: در موقعیتی او را دیدم که پیاده نزدیک به اسب پادشاه ایستاده بود.
شاهی که به ذات او عدالتختم است چو بر نبی رسالت
هوش مصنوعی: پادشاهی که در وجود او Justice به اوج خود میرسد، مانند پیامبری است که رسالت را به دوش میکشد.
خورشید لوای آسمان رخشاقلیم ستان و مملکت بخش
هوش مصنوعی: خورشید نماد آسمان و چهره روشن سرزمین و سرنوشت است که بخشنده و خیرخواه است.
طهماسب شه آن سپهر تمکینکز وی شده تازه پیکر دین
هوش مصنوعی: طهماسب شاه، آن بزرگوار که با وجود او، دین و ایمان جوان و تازه شده است.
و آن مهر سپهر خسروی بودبا طالع سعد و بخت مسعود
هوش مصنوعی: و آن محبت آسمان مانند سلطنتی است که با سرنوشت خوش و شانس نیکو همراه است.
در سایهٔ چتر پادشاهیجولان ده باد پای شاهی
هوش مصنوعی: در زیر سایهٔ چتر پادشاهی، باد در حال وزیدن و حرکت کردن است و این نشاندهندهٔ قدرت و عظمت شاهی است.
آن چتر قریب صد ستون داشتوسعت ز نه آسمان فزون داشت
هوش مصنوعی: آن چتر بزرگ که حدود صد ستون داشت، به قدری وسیع بود که از آسمان هم بیشتر به نظر میرسید.
القصه به سوی مولوی شاهمیکرد نظر ز روی اکراه
هوش مصنوعی: در نهایت، او به طور ناخوشایند به مولوی شاه نگاه میکرد.
زیرا که ز بس گناه و تقصیربر گردن و دست داشت زنجیر
هوش مصنوعی: به خاطر تعداد زیادی گناه و اشتباهی که دچار آن شدهام، اکنون به زنجیر گرفتار شدهام.
وز پشت سرش سوار بسیاربا او همه در مقام آزار
هوش مصنوعی: از پشت سر او، افراد زیادی او را آزار میدهند و در تلاشاند تا به او آسیب برسانند.
صد تیغ و سنان باو کشیدهدیو از حرکاتش رمیده
هوش مصنوعی: چندین تیغ و شمشیر به سمت او کشیده شده است و دیوان از حرکات او فرار کردهاند.
ناگاه شهم به سوی خود خواندوز درج عقیق گوهر افشاند
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی، پادشاه به سوی من اشاره کرد و از میان جواهرات شگفتانگیز خود، گوهرهایی را به زمین افکند.
کای گشته چو موی از تخیلبگداخته ز آتش تامل
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند مویی که از آتش تفکر شعلهور شدهای، به خودت بیا و جلوهای از خودت را نشان بده.
بر خیز و شفاعت علی راتاریخ کن از برای ملا
هوش مصنوعی: بلند شو و دعا و شفاعت علی را برای ملا ثبت کن.
کاین موجب رستگاری اوستتسکین ده بیقراری اوست
هوش مصنوعی: این موضوع باعث نجات و خوشبختی اوست و آرامش دهندهی دل نگرانیهای اوست.
چون داد شهنشه این بشارتگوئی که ز غیب شد اشارت
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه این خبر خوش را مطرح کرد، میتوان فهمید که از عالم غیب و رازها اشارهای به وقوع چیزی شده است.
کارند برون ز بند او راتشریف و عطا دهند او را
هوش مصنوعی: شخصی که از قید و بند رهایی مییابد، به او مقام و هدیه میدهند.
آن گه بر شه به رسم معهودتشخیص به سجدهٔ امر فرمود
هوش مصنوعی: در آن زمان، طبق عادت معمول، پادشاه دستور داد که به علت فرمانی، به سجده بروند.
چون سجده به خاک پای شه کردبرداشت سر ودعای شه کرد
هوش مصنوعی: وقتی که سرش را بر خاک پای پادشاه گذاشت، دعا و آرزوی خوبی برای او کرد.
هم خلعت عفو در برش بودهم تاج نجات بر سرش بود
هوش مصنوعی: او هم لباس عفو و بخشش به تن داشت و هم تاج نجات و رهایی بر سرش بود.
من دیده ز خواب چون گشادمدر فکر حساب این فتادم
هوش مصنوعی: وقتی چشمم را از خواب باز کردم، در حال محاسبه و فکر کردن به حساب و کتابهایم افتادم.
در قول شه و وفات ملایک سال نبود زیر و بالا
هوش مصنوعی: در سخن گفتن از شاه و مرگ ملا، یک سالی نگذشت که تغییراتی رخ داد.
از بهر شفاعت علی مردجان هم به شفاعت علی برد
هوش مصنوعی: برای نجات و کمک از علی، حتی جان مرد نیز به واسطه علی نجات مییابد.
شاید که خرد خرد به جانیاین نکته که گفته نکته دانی
هوش مصنوعی: شاید به تدریج و به آرامی، این نکته که گفته شده است به دل و جان فردی برسد که دانای حقیقی است.
جنت به بها نمیدهد دوستاما به بهانه شیوهٔ اوست
هوش مصنوعی: بهشت به خاطر پول و ثروت ارزش قائل نمیشود، اما به خاطر روش و رفتار دوست، به آن اهمیت میدهد.
رحمت چو کند بهانهجوئیکافیست ز بنده یک نکوئی
هوش مصنوعی: اگر رحمت بخواهد بر کسی نیکی کند، کافیست که از بندگانش فقط یک عمل نیکو را بخواهد.
نیکو مثلی زد آن سخن رسکز آدمی است یک هنر بس
هوش مصنوعی: سخنی زیبا و مناسب از فردی که عاقل و با درک بالاست، بیان شده است. این نشان میدهد که انسان میتواند دستاوردهای بزرگی داشته باشد.
یارب به علی و طاعت اوکز مائدهٔ شفاعت او
هوش مصنوعی: ای خدا، به علی و اطاعت او کمک کن، زیرا که او مایهٔ شفاعت و نجات است.
محروم مساز محتشم راتقصیر مکن ازو کرم را
هوش مصنوعی: از دادن لطف و محبت به محتشم دریغ نکن و او را به خاطر اشتباهش مورد سرزنش قرار نده.
کان دلشده هم گدای این کوستمداح علی و عترت اوست
هوش مصنوعی: دل او همواره در طلب این راه است و کسی که در ستایش علی و نسل اوست، بی نیاز از هر چیز دیگر خواهد بود.