شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شخصی به نام اشعث طماع اشاره میکند که در زمان خود معروف بوده و به دنبال منفعتهای خود بوده است. او به گونهای توصیف میشود که با وجود طمعش، در لحظهای ناگهان از بین میرود و همه کسانی که از دست او رستهاند، از چنگال او نجات پیدا میکنند. در نهایت، عقل به تاریخ این فرد نگاهی میکند و نتیجه میگیرد که هر کسی که از طمع او دور شده، چگونه از مصیبت نجات یافته است.
اشعث طماع عهد خود جمال قصه خوانآن که چون او طامعی در بحر و بر صورت نبست
هوش مصنوعی: شخصی که ریشش نامرتب است و به مال دنیا چشم دوخته، در زندگی خود همچون داستانی است که دیگران از آن میگذرانند. او مانند طمعکاران دیگر، در دریا و خشکی به دنبال مال و منال میگردد، اما هرگز به زیبایی و ظاهری که شایستهاش باشد، نرسیده است.
جمریانش ناگهان کشتند و هر فردی که بودرست از اخذ و جهید آن خر گدای زرپرست
هوش مصنوعی: ناگهان تلاششان بیثمر شد و هر کسی که در آنجا بود، از این وضعیت رهایی یافت و آن درشتگوشه خسیس را کنار گذاشت.
عقل چون تاریخ قتلش خواست از پیر خردگفت هر فردی که بود از اشعث طماع رست
هوش مصنوعی: عقل وقتی فهمید که به خطر افتاده، از پیر خرد پرسید که آیا هیچکس از افراد طماع و خسیس نجات پیدا کرده است؟