شمارهٔ ۱۷ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این قطعه شعری به تمجید و ستایش از شخصیتی خاص میپردازد که در عالم شاعری و مدح معروف است. شاعر به نقد و بررسی چگونگی نظم و بیان این شخصیت میپردازد و تأکید میکند که زیبایی و قدرت اشعارش به قدری زیاد است که به هیچ واسطه یا دلالی نیاز ندارد. او با مقایسه کردن هنرمندانه، از شیرینی سخنانش یاد کرده و بر این نکته تأکید میکند که هنرش بینظیر و خالی از تکرار است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که هرکس در زمینه مدح و نعمت به این شخصیت نمیرسد و احسانش منحصر به فرد است.
ای فلک حشمت که در دکان نظم محتشمبه ز مدح مشتری گیر تو یک پرگاله نیست
هوش مصنوعی: ای آسمان با grandeur که در فروشگاهی از نظم و ادب به تصویر کشیده شدهای، حتی یک دانه از ثروت و جلالت هم برای تحسین مشتریان وجود ندارد.
وان عروسان را که در عقد تو میآرد به نظمهیچ یک را احتیاج صنعت دلاله نیست
هوش مصنوعی: عروسهایی که در عقد تو هستند، نیازی به هیچ واسطهای ندارند تا به آنها اهمیت داده شود.
نطقش از شیرینی در ثنایت مینهدبر سر هم آن قدر شکر که در بنگاله نیست
هوش مصنوعی: صحبتهای او به قدری شیرین و دلنشین است که در ستایش تو، آنقدر شکر میریزد که در بنگاله هم یافت نمیشود.
با دگر اشعار کز پی میرسد این قطعه هستکاغذی باوی که کوتاهیش در دنباله نیست
هوش مصنوعی: این قطعه شعری که میبینید، بر اساس شعرهای دیگر نوشته شده و با این حال، وجود دارد که این نوشته یک کاغذ است و به خاطر کوتاه بودنش نمیتوان آن را در ادامه قرار داد.
آن قدر در کز ثنایت دردل ذخار اوستبر گل صد برگ سوری صد یک آن ژاله نیست
هوش مصنوعی: نسبت به ستایش تو در دل من آنچنان جایی دارد که حتی بر روی گلهای صدبرگ، قطرات شبنم نمیتوانند به اندازه آن باشند.
ابر طبعش بس که حالا مستعد بارش استهیچ ماهی بر سپهر فکرتش بیهاله نیست
هوش مصنوعی: حالت او به قدری آماده شده که دیگر هیچ فکر و خیالی در ذهنش بدون تأثیر نیست.
او چو در جولان گه صد سالهٔ مدحت پا نهادوین سخن بیاصل مثل شعلهٔ جواله نیست
هوش مصنوعی: او زمانی که در عرصهی ستایش و مدح قدم گذاشت، در حالی که این سخن بیپایه و اساس مانند شعلهای زود گذر و بیثبات است.
وجه انعامش که مرقوم است و مجری در براتهمچو احسان دگر یاران چرا هر ساله نیست
هوش مصنوعی: چرا هر ساله همانند دیگر دوستان، نعمتی که در نامهی انعامش نوشته شده است، پرداخت نمیشود؟