شمارهٔ ۷۳ - در تقاضا گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، صبا از خدام خواجگی میخواهد که به او کمک کنند تا نیازش برآورده شود، چرا که او به شدت به عشق و احساساتش وابسته است. شاعر به این نکته اشاره میکند که هرچند به عنوان شاعر مقام و جایگاهی ندارد، اما در مسیر زندگیاش با مشکلاتی روبرو شده است. او از اینکه نتوانسته به خواستههایش دست یابد ناراحت نیست، اما دوست دارد که در میان شاعران دیگر، جایگاه خاصی داشته باشد و از مال خود به عنوان جایزه استفاده کند. در نهایت، او خواهان احترام و توجه به خود به عنوان شاعر است.
صبا به خدمت خدام خواجگی برساننیاز من که به جان و دلش هوا خواهم
هوش مصنوعی: نسیم به خدمت خادمان بفرست تا درخواست من را به عزیزم برسانند، زیرا من با تمام وجود برای او آرزومندم.
بگو اگرچه به عنوان شاعری هرگزنیامد است فرو سر به هیچ در گاهم
هوش مصنوعی: بگو هرچند که به عنوان یک شاعر هرگز نامی به دست نیاوردم، اما هرگز خود را در برابر کسی کوچک و خوار نکردم.
ولی چه بر سر راهم برای خرجی راهطمع نموده ره اینجا و برده از راهم
هوش مصنوعی: در مسیر من، تلهای گذاشته شده که برای به دست آوردن سود، مرا فریب داده و از راهم منحرف کرده است.
وگر بهم نرسد خرجی آن قدر بد نیستقبای خاصهٔ شاعر پسند اعلا هم
هوش مصنوعی: اگر ما نتوانیم به هم برسیم، از نظر مالی خیلی هم بد نیست. لباس مخصوص و با کیفیت شاعر خوش ذوق را هم میتوانیم داشته باشیم.
به شاعران دگر نسبتم مکن زان روکه بنده جایزه از مال خویش میخواهم
هوش مصنوعی: به شاعران دیگر نسبت نده که من هرگز از مال خودم نمیخواهم چیزی بگیرم.