شمارهٔ ۸۴ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف شخصیتی به نام "همایون فارس" میپردازد که در میدان دولت کاورند حضور دارد. شاعر میگوید که هر ستارهای به کاه و جو نیاز دارد، اما او از این امر فراری است و تنها به خاطر دستورات زمان، کاه را میپذیرد. او بر این باور است که رساندن این "حیوان" (احتمالاً نمادی از ناپایداری یا دشواری) ضروری است، اما مهمتر از آن، باید توجه بیشتری به مسیری که باید طی کند داشته باشد. در انتها، شاعر از خواننده میخواهد که با دقت به نوشتههایش توجه کند تا مشکلاتش حل شود و از بیخانمانی نجات یابد.
ای همایون فارس میدان دولت کاورندکهکشان بهر ستوران تو کاه از کهکشان
هوش مصنوعی: ای پادشاه خوشبخت و نیکوکار فارس، سرزمین قدرت و سلطنت تو به اندازهای بزرگ و درخشان است که همچون ستارههای روشن در آسمان، نور و ارزش تو را میفزاید.
گرچه ناچارست بهر هر ستوری کاه و جوتا به دستور ستور من نیفتد از توان
هوش مصنوعی: اگرچه برای هر اسب نیاز است که علوفه و غله فراهم شود، اما مهمتر این است که اسب من از توانش خارج نشود.
مرکب من نام جو نشنید هرگز زان سببمیکنم کاه فقط خواهش ز دستور زمان
هوش مصنوعی: من هیچگاه نام جو را بر مرکب خود نشنیدم، به همین دلیل تنها بر اساس دستور زمان، تمایل و خواسته خود را بیان میکنم.
که به این حیوان رساندن گرچه شغل لازمستبام اندای منازل هست لازمتر از آن
هوش مصنوعی: اگرچه رسیدگی به این حیوان کاری ضروری است، اما توجه به خانه و محل سکونت مهمتر از آن است.
آصفا وقت است تنگ و کاه و در دهها فراخخامه در دست تو فرمانبر به تحریک بنان
هوش مصنوعی: زمان محدود است و امکانات زیادی در دسترس است. در این بین، تو خلاقیت و توانایی خود را به کار بگیر و با نوشتن، به دنیای خود جان ببخش.
یک نفس شو ملتفت وز رشحه ریزیهای کلکزحمت یک ساله کن رفع از من بیخانمان
هوش مصنوعی: یک بار به من توجه کن و با ذراتی که از تلاش یک سالهام باقی مانده، وضعیت بیخانمانیام را تغییر بده.