تناجی
محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۱۴ - در عزل گوید

سرور عادیان سر غولانآن که نبود به هیاتش دگری
وان بزرگ شترلبان که بودپیش او صد نواله ماحضری
بودی او را برادر کوچکدادی ار عوج را خدا پسری
قلب بسیار بوده رد عالملیک از وی نبوده قلب تری
خر دزدیده رنگ کرده فروختکس به این رنگ دیده دزد خری