رباعی شمارهٔ ۹
در این شعر، شاعر به توصیف لحظات خوشبختی میپردازد و تاکید میکند که در زمانی که فرصتهای زندگی در دسترس هستند، نباید غافل ماند. او میگوید که باید از می و لذتهای زندگی استفاده کرد، زیرا زمانه ممکن است با چهرهای بیرحم تغییر کند و این روزهای خوش را از شما بگیرد. درواقع روزی که شما درآن هستید همان روز واقعیست و ممکن است روز دیگر و یا روز بهتر از این را شما درنیابید.
اکنون که گل سعادتت پربار استدست تو ز جام مِی چرا بیکار است؟
حالا که دوران خوشبختیات است، چرا هنوز از لذتهای زندگی بهرهبرداری نمیکنی؟
مِی خور که زمانه دشمنی غدار استدریافتن روز چنین دشوار است
از زندگی لذت ببر، چرا که روزگار، دشمنی فریبکار است و آمدن چنین زمانی، کم اتفاق میافتد.