رباعی شمارهٔ ۱۳
شاعر در این شعر بهاین مطلب مهم اشاره میکند که روان غمگین و افسردگی و غم زمانه، قدرت تصمیمگیری درست را از آدمی میگیرد و او را از پا در میآورد. سپس پیشنهاد میکند که از نعمتها و خوشیهای ممکن استفاده ببرد پیش از آنکه دیگر فرصت آن را نداشته باشد. بر روی سبزه بنشیند و چند روزی خوش بگذراند، قبل از اینکه دوباره به خاک برگردد و آن سبزهها بر خاک گورش بردمد. یعنی از لحظات خوش زندگی استفاده کند و غمها را فراموش کند.
ای دل! چو زمانه میکند غمناکتناگه برود ز تن روانِ پاکت
ای دل، چون زمانه و چرخ فلک تو را غمگین میسازد، روح پاکت از تنت جدا میشود و تو آشفته میشوی [و غم روزگار تو را از پای در میآورد]
بر سبزه نشین و خوش بِزی روزی چندزآن پیش که سبزه بَردَمد از خاکت
[بنابراین] بر روی سبزه بنشین و از زندگی لذت ببر، قبل از آنکه سبزه از خاک [گور] تو بروید.