رباعی شمارهٔ ۲۲
وقتی حتی افراد مست روا نمیدارند (به تعبیر امروز دلشون نمیاد) پیالهای را که برای نوشیدن استفاده کردهاند، بشکنند؛ چطور ممکن است شخصی این همه انسان و موجودات نازنین را سر دستی بهوجود بیاورد و سپس بیمحابا از بین ببرد؟ به کدامین مهر میسازد و به کدامین کینه از بین میبرد؟
ترکیبِ پیالهای که در هم پیوستبشکستنِ آن روا نمیدارد مست
پیالهٔ ساخته و آراسته را حتی آدم مست نمیشکند
چندین سر و پایِ نازنین از سرِ دستاز مِهر که پیوست و به کین که شکست؟
پس این همه نازنینان را چهکسی از سرِ دست و بیمحابا، از روی مهر ساخت و (چهکسی) با کینه از میان برداشت؟