رباعی شمارهٔ ۲۵
این رباعی تصویر شخصی است که یک بلبل، درس شادی و قدر عمر دانستن را به او میآموزد که غصه عمر رفته و فرصتهای از دست شده را مخور که بر نخواهند گشت؛ امروز را دریاب و شاد باش.
چون بلبل مست راه در بستان یافتروی گل و جام باده را خندان یافت
چون بلبل خوشخوان، به بوستان راه یافت و روی گل و جام باده را شاداب دید.
آمد به زبان حال در گوشم گفت«دریاب که عمر رفته را نتوان یافت»
به زبان حالش به من پنهانی گفت: قدر امروز را بدان که دیروز را نمیتوانی برگردانی.