رباعی شمارهٔ ۲۹
در این ابیات شاعر، توصیهای هوشمندانه و بینشی برای شاد بودن و قدر لحظه را دانستن پیشنهاد کرده است که باید آن را از حقیقت جهان گذران دریافت؛ که همه چیز کاستنی و شکستنی است و نباید غصه بود و نبود را خورد.
چون نیست ز هر چه هست جز باد به دستچون هست به هر چه هست نقصان و شکست
وقتیکه اوضاع زندگی و جهان اینگونه است که به هیچ چیز نمیتوان تکیه کرد و هر چیزی زودگذر و شکستنی است.
انگار که هر چه هست در عالم نیستپندار که هر چه نیست در عالم هست
پس فرض کن همه چیزهایی که هست، وجود ندارد و از بین رفته، و تصور کن هرچه که نیست و وجود ندارد در دنیا هست.