رباعی شمارهٔ ۶۲
هوش مصنوعی: این ابیات از شاعری نامی نشاندهنده حسرت و افسوس بر از دست دادن سرمایهها و عزیزان هستند. شاعر از مرگ و از دست رفتن چیزهای ارزشمند سخن میگوید و ابراز میکند که هیچکس از دنیای دیگر بازنگشته تا از حال مسافران این دنیا بگوید. این شعر به نوعی تأمل در مورد زندگی و مرگ و تجربههای انسانی است.
افسوس که سرمایه ز کف بیرون شدوز دستِ اَجَل بسی جگرها خون شد
ای داد که سرمایه عمر من از دستم رفت و از دست مرگ بسیار رنچها بر آدمیان رفت
کس نآمد از آن جهان که پرسم از ویکاحوالِ مسافران دنیا چون شد؟
کسی از دنیای دیگر برنگشت که از وی بپرسم، آنها که از این دنیا به آنجا رفتند عاقبتشان چه شد؟