رباعی شمارهٔ ۷۴
این ابیات درباره سرنوشت و اختیار انسان است؛ شاعر میگوید انسان باید غصه هیچ چیز را نخورد زیرا روزی و عمر او تعیین شده و اینها با غصهخوردن کم و زیاد نمیشود.
چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرددل را به کم و بیش دُژَم نتوان کرد
وقتی تعیین رزق و طول عمر در دست ما نیست نباید از کم و زیاد بودن آن خود را ناراحت و غمگین کنیم
کارِ من و تو چنانکه رایِ من و توستاز موم به دستِ خویش هم نتوان کرد
سرنوشت و کار ما انسانها طوریاست که حتی مومی را که در دستمان شکل میدهیم در حقیقت در دست و اختیار ما نیست.