رباعی شمارهٔ ۸۳
این شعر درباره ریشه غم و اندوه است که شاعر آنرا در طمع و حرص و نیز قضاوت درباره خوب و بد روزگار دانسته است و در ادامه میگوید بهتر است زندگی خود را با زیبارویی سپری کنی و آنرا به شادی بگذرانی که این تنها چیزی است که آدمی دارد و آنهم گذراست و باید قدر آنرا بداند.
کم کن طمع از جهان و میزی خرسنداز نیک و بد زمانه بگسل پیوند
طمع از دنیا نداشتهباش و (بهجای طمعورزی) شاد باش و در فکر خوب و بد روزگار هم نباش
می در کف و زلف دلبری گیر که زودهم بگذرد و نمانَد این روزی چند
می در کف بنه و با دلبری عشقبازی کن، که این عمر کوتاه سریع میگذرد و این هم نمیماند.