رباعی شمارهٔ ۱۷۰
در این شعر شاعر به مخاطب که در حوادث روزگار و بد و خوب آن سرگردان شده است میگوید تمام امور و کارها و برنامههای زندگی امروز و فردای تو را پیش از این انجامدادهاند پس نگران هیچ چیز مباش و خوش باش.
خوش باش که پختهاند سودای تو دیفارغ شدهاند از تمنای تو دی
مژده بده و خوش باش که دیروز کارهای تو را روبراه کردهاند و هرچه که خواستهای را انجام دادهاند.
قصه چه کنم که به تقاضای تو دیدادند قرار کار فردای تو دی
چرا حرف را دراز کنم؟ خلاصه بگویم که دیروز و به درخواست تو، تمام کارهای فردای تو را نیز انجام دادهاند!