رباعی شمارهٔ ۱۷۲
شاعر از مکالمه خود با تقدیر و فلک گفته است که در آن چرخ فلک بهاو میگوید من نیز مانند شما کارهای نیستم و پس بیخود مرا متهم به تعیین امور خود نکنید! که اگر کارهای بودم خودم را سرگردانی و حیرت نجات میدادم!
در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی«حکمی که قضا بُود، ز من میدانی؟»
فلک (و آنچه که مردم از دست او مینالند) بطور آهسته و خصوصی بهمن گفت که «مردم فکر میکنند که من کارهای هستم و همهچیز را من تعیین میکنم!
در گردش خویش اگر مرا دست بُدیخود را برهاندمی ز سرگردانی
راستش ایناست که اگر کارهای بودم، خودم را از این گردش و سرگیجه نجات میدادم!