رباعی شمارهٔ ۱۷۳
این شعر درباره بیتوجهی به امور بیمعنی و زودگذر است و شاعر توصیه کرده که آدمی باید وقت خود را صرف شادی و میگساری کند زیرا بقیه چیزها نابود میشوند و آدمیان مانند دیگران که درگذشتهاند تبدیل به خاک سفالگری میشوند.
زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرریپُر کن قدحی، بخور، به من ده دگری
از آن باده که هیچ زیانی ندارد، جامی بنوش و جامی برای من بریز!
زان پیشتر ای صنم که در رهگذریخاک من و تو، کوزه کند، کوزهگری
پیش از آنکه بمیریم و من و تو همچون دیگران خاک شویم و یک سفالگر در یک کوچه و یا گذر از آن کوزه بسازد.