رباعی ۹۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به موضوع وجود و عدم میپردازد و میگوید که او به عمق مسائل پی برده و از حقیقت هستی و نیستی آگاه است. با این حال، به خاطر دانش و آگاهیاش شرمنده است و احساس میکند که هنوز مرتبهای بالاتر از حالتی که در آن است، وجود دارد که او به آن دست نیافته است.
* من ظاهرِ نیستی و هستی دانممن باطنِ هر فراز و پستی دانم
هوش مصنوعی: من درک میکنم که چیزها به دو حال بروز میکنند: وجود دارند و وجود ندارند. همچنین به عمق و واقعیت هر چیز، چه در اوج باشد و چه در پستی، آگاهی دارم.
با این همه از دانشِ خود شَرْمَم بادگر مرتبهای وَرایِ مستی دانم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه به دانش خود افتخار میکنم، اگر مرتبهای بالاتر از مستی و حالت سرخوشی را بشناسم، باید خجالت بکشم.