تناجی
شیخ بهایی

غزل شمارهٔ ۱۸

من آینهٔ طلعت معشوق وجودماز عکس رخش مظهر انوار شهودم
ابلیس نشد ساجد و مردود ابد شدآن دم که ملائک همه کردند سجودم
تا کس نبرد ره به شناسایی ذاتمگه مؤمن و گه کافر و گه گبر و یهودم