رباعی شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شب زیبایی صحبت میکند که محبوبش با تیغی در دست به سراغ او میآید تا دلش را غارت کند. اما وقتی محبوب متوجه میشود که شاعر دلش را ربوده، خجالت میکشد و برای رفع این خجالت با او مینشیند.
فرخنده شبی بود که آن دلبر مستآمد ز پی غارت دل، تیغ به دست
هوش مصنوعی: شبی خوشیمن و شاداب بود که آن معشوقه زیبا و سرمست، با تیغی در دست، به سوی دلهای عاشقان آمد تا آنها را دلربایی کند.
غارت زدهام دید و خجل گشت، دمیبا من ز پی رفع خجالت بنشست
هوش مصنوعی: چشمهایم را از دید زخم زدهام و لحظهای با من نشسته تا خجالتش را کم کند.