رباعی شمارهٔ ۲۰
هوش مصنوعی: این چهار بیت به نوعی به تضاد میان علم و جهان واقعی اشاره دارد. در آن به بُعد بیرونی علم و بیپناهی آن در برابر زندگی واقعی پرداخته شده است. علم به ظاهر زیباست، اما واقعیت میتواند زهرآگین باشد. در نهایت، اشاره به این نکته دارد که در دنیایی که از علم استفاده میشود، ممکن است انسانها دچار توهم قدرت و موفقیت شوند، در حالی که حقیقت چیز دیگری است.
علم است برهنه شاخ و تحصیل، بر استتن، خانهٔ عنکبوت و دل، بال و پر است
برای فهمیدن بهتر منظور شیخ از این ابیات لازم است به نان و حلوا بخش چهار (قَدْ صَرَفْتَ الْعُمرَ فی قیلٍ وَ قال) مراجعه کنیم. در آنجا شیخ به صراحت نظر خود دربارهٔ علم رسمی و مدرسه ای بیان کرده است و در جایی می فرماید:نیست علمی غیر علم عاشقی *** مابقی تلبیس ابلیس شقی. در واقع این ابیات می گوید که علم بدون دانایی مانند شاخی خشک که باید با دانایی به بر بنشیند. شاید در این ارتباط شیخ عزیز نظر به قصیدهٔ معروف حکیم بزرگوار سنایی داشته. آنجا که فرمود: چو علمت هست خدمت کن چو دانایان که زشت آید*** گرفته چینیان احرام و مکی خفته در بطحا. در اینجا حکیم سنایی به روشنی بین عالم و دانا فرق می گذارد. شیخ هم آنجا که فرمود: زهر است دهان علم و دستت شکر است. طعنه به عالمان بی عمل می زند که فقط علم را می گویند و به عمل در نمی آوردند. پس بهره آنها از علم همانا خودستایی و فخر فروشی است، که زهر جان و آفت دل است. ولی انکه به علم عمل کند و به قول جناب سنایی خدمت نماید همان علم شکری شود که هر کس بخورد قوی گردد. در حالیکه پشه با چشیدن زهر هلاک شود.
زهر است دهان علم و دستت شکر استهر پشه که او چشید، او شیر نر است
هوش مصنوعی: دانش مانند زهر میباشد، در حالیکه عمل و هنر تو مانند شکر است. هرکس که از این دانش بهرهمند شود، به قوت و قدرتی همچون شیر نر دست پیدا میکند.