تناجی
شیخ بهایی

رباعی شمارهٔ ۲۸

با دل گفتم: به عالم کون و فسادتا چند خورم غم؟ تنم از پا افتاد
دل گفت: تو نزدیک به مرگی، چه غم استبیچاره کسی که این دم از مادر زاد