شمارهٔ ۷۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوقش ابراز میکند و میگوید که عشقش در قلبش مکتوب شده است. او از وصف جمال معشوق میگوید که باعث میشود تمامی آفاق برایش کم ارزش شوند. شاعر به شوق و حسرت خود در نزدیکی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که دیدن چهره او آتش عشق را در دلش شعلهور میکند. در ادامه، او بیان میکند که هر کسی که به معشوق نزدیک نباشد حتی اگر شبیه جانش باشد، از دل او دور خواهد بود. همچنین میگوید که عاشق هرگز نمیتواند از عشقش فارغ شود و غم عشق را در بزم مینوشد. شاعر خود را در حالتی از مسکنت و شیدایی میبیند که تنها کلامش از عشق به معشوق است.
نسخه عشق تو بر رق دلم مسطورستوصف روی توبگویم که مرا دستورست
هوش مصنوعی: عشق تو در دل من نوشته شده و وصف زیبایی تو بر من واجب است که بگویم.
گرنویسم پراز اسرار کتابی گرددآنچه بر رق دل (من) مسطورست
هوش مصنوعی: اگر بخواهم بنویسم، نوشتهام پر از رازها خواهد شد و آنچه که در دل من نوشته شده است، مانند یک کتاب خواهد بود.
همه آفاق بریدم بمثالی فرمانکه زسلطان جمال تو مرا منشورست
هوش مصنوعی: من تمام دنیا را ترک کردهام، چرا که دستوری از تو دارم؛ زیرا زیبایی تو برای من چون یک سند و منشور ارزشمند است.
شوق دردل ارنی گوی شبی همچوکلیمآمدم برسر کوی تو که جانرا طورست
هوش مصنوعی: شوق و اشتیاقی که در دل دارم را برایت بگویم، شبی مانند کلام من به اینجا آمدم، در کنار کوی تو که زندگی را به من معنا میبخشد.
آتش روی تو دیدم که ندارد تابیپیش او چشمه خورشید که آبش نورست
هوش مصنوعی: من شعلهی زیبایی تو را دیدم که تاب و توان شگفتانگیزی دارد، مانند چشمهای از نور خورشید که در آن آب، تنها روشنی و درخشندگی است.
هرکسی را (که) بمعنی بتو نزدیکی نیستصورتش گر به مثل جان بود از دل دورست
هوش مصنوعی: هر کسی که با تو نزدیک نیست، حتی اگر از نظر ظاهری به تو شبیه باشد، باز هم از دل تو دور است.
هرکرا عشق تو در بزم بزم ازل جامی دادگرچه مستی نکند تا بابد مخمورست
هوش مصنوعی: هر کس که عشق تو را در محفل جاودانه دریافت کند، به او جامی میدهند؛ حتی اگر او به دلیل نداشتن حال مستی، هرگز مست نشود، باز هم برای همیشه در حالت نشئگی خواهد بود.
زانده تست سخن گفتن من،وین اشعارشکری زآن قصب و شهدی ازآن زنبورست
هوش مصنوعی: من بر آمدهام از تو و سخنان من نتیجۀ وجود توست؛ این اشعار نشاندهندۀ قدردانی من از آن نهر عسل و شهدی است که زنبور از آن میگیرد.
چون بسمع تو رسانند بگو کاین ابیاتآه آن شیفته و ناله آن رنجورست
هوش مصنوعی: وقتی این اشعار را به گوشت میرسانند، بگو که این کلمات از درد و سوختن دل عاشقی میآیند و نالههای کسی است که رنج میکشد.
همه در بزم از دست (تو) نالم چون چنگتا که ابریشم رگ برتن چون طنبورست
هوش مصنوعی: همه در مهمانی از دست تو ناله میکنیم، مانند چنگی که صدا میدهد، چرا که رگ بدن هم مثل تارهای طنبور است و تحت تأثیر قرار میگیرد.
دیده چون دید که چون گل بجمالی معروفبنده زآن روز چو بلبل بسخن مشهورست
هوش مصنوعی: وقتی که چشمم جمال زیبای تو را دید، متوجه شدم که چقدر معروف و محبوب هستی. از آن روز به بعد، مانند بلبل در مورد تو سخن میگویم و از زیباییات میخوانم.
عاشق ارمدحت معشوق کند عیبی نیستبلبل ار ناله کند ازپی گل معذورست
هوش مصنوعی: اگر عاشق به خاطر معشوق خود سخن خوبی بگوید، اشکالی ندارد. همچنین، اگر بلبل به خاطر جستجوی گل ناله کند، باید او را بخشید.
سیف فرغانی مرده است و من اسرافیلموین سخن نفخه عشقست وزبانم صورست
هوش مصنوعی: سیف فرغانی از دنیا رفته و من در جایگاه اسرافیل ایستادهام. این گفتار، نشانهای از عشق است و زبان من هم پیامی مانند صور است.